آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ مهر ۱۴۰۵

      Bare

      ber beə

      گذشته‌ی ساده:

      bared

      شکل سوم:

      bared

      سوم‌شخص مفرد:

      bares

      وجه وصفی حال:

      baring

      صفت تفضیلی:

      barer

      صفت عالی:

      barest

      معنی bare | جمله با bare

      adjective B2

      لخت، برهنه، عریان

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The baby was completely bare after the bath.

      نوزاد بعداز حمام کاملاً لخت بود.

      Early humans often slept on bare ground.

      انسان‌های اولیه اغلب روی زمین برهنه می‌خوابیدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      bare feet

      پای برهنه (بدون کفش)

      a bare fact

      واقعیت عریان (بی‌پیرایه)

      bare legs

      ران‌های لخت

      The trees were bare in winter.

      در زمستان درختان برهنه بودند.

      adjective C2

      حداقلی، ضروری، اساسی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      Many regions lack the bare infrastructure for development.

      بسیاری از مناطق فاقد زیرساخت‌های حداقلی برای توسعه هستند.

      We need to cover the bare essentials first.

      ما باید ابتدا موارد اساسی را پوشش دهیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They only had the bare necessities for survival.

      آن‌ها فقط ضروریات حداقلی برای بقا را داشتند.

      adjective C2

      ادبی خالی، بدون اثاث

      a bare larder

      گنجه‌ی خالی از خوراک

      Upon inspection, the new office space was bare.

      پس‌از بازرسی، فضای اداری جدید خالی بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a bare room

      اتاق خالی از اثاثیه

      bare hands

      دست خالی (بدون ابزار)

      bare floor

      کف اتاق عاری از فرش

      verb - transitive C1

      آشکار کردن، فاش کردن، نمایان کردن، بروز دادن، بدون پوشش کردن، بدون روکش کردن، برداشتن (چیزی برای قابل دیدن شدن)

      He laid bare his secret relationships.

      روابط پنهانی خود را آشکار کرد.

      Researchers will bare new data on climate change impacts.

      محققان داده‌های جدیدی درباره‌ی تأثیرات تغییر اقلیم فاش خواهند کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She bared her teeth in a smile.

      با لبخندی دندان‌های خود را نمایان کرد.

      He bared his head.

      کلاه خود را برداشت.

      He bared his deepest feelings only to his wife.

      ژرف‌ترین احساسات خود را فقط نزد زنش بروز می‌داد.

      adverb determiner slang

      انگلیسی بریتانیایی عامیانه بسیار، خیلی

      It's bare cold outside today.

      امروز بیرون خیلی سرده.

      That concert was bare good.

      اون کنسرت خیلی خوب بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bare

      1. adjective without clothing
        Synonyms:
        naked nude unclothed undressed uncovered stripped exposed unclad disrobed bareskinned divested unrobed bald peeled shorn in one’s birthday suit denuded
        Antonyms:
        clothed robed
      1. adjective without covering or content
        Synonyms:
        empty vacant open clear poor lacking wanting blank void barren scarce desolate unfurnished arid bleak stark scanty mean vacuous desert
        Antonyms:
        full covered
      1. adjective simple, unadorned
        Synonyms:
        simple basic essential mere modest literal hard cold bald spare stark severe blunt meager scant sheer chaste unadorned unembellished unornamented austere
        Antonyms:
        decorated adorned
      1. verb reveal
        Synonyms:
        show expose uncover disclose reveal publish exhibit divulge unveil unroll
        Antonyms:
        hide cloak secret

      Collocations

      bared swords

      شمشیرهای از غلاف کشیده، شمشیرهای برهنه

      lay bare

      آشکار کردن، افشاگری کردن، افشا کردن

      آشکار کردن، افشا کردن، نمایان کردن

      the bare essentials

      حداقل چیزهای ضروری، کمترین ضروریات

      the bare minimum

      کمینه‌ترین، کمترین حد ممکن

      Idioms

      bare one's soul

      راز دل خود را گفتن، صمیمانه درد دل کردن

      under bare poles

      (کشتی بادبان‌دار) با بادبان‌های جمع (به‌خاطر طوفان)

      سوال‌های رایج bare

      گذشته‌ی ساده bare چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bare در زبان انگلیسی bared است.

      شکل سوم bare چی میشه؟

      شکل سوم bare در زبان انگلیسی bared است.

      وجه وصفی حال bare چی میشه؟

      وجه وصفی حال bare در زبان انگلیسی baring است.

      سوم‌شخص مفرد bare چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bare در زبان انگلیسی bares است.

      صفت تفضیلی bare چی میشه؟

      صفت تفضیلی bare در زبان انگلیسی barer است.

      صفت عالی bare چی میشه؟

      صفت عالی bare در زبان انگلیسی barest است.

      ارجاع به لغت bare

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bare» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bare

      لغات نزدیک bare

      • - bardolater
      • - bardolino
      • - bare
      • - bare bones
      • - bare handed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      super ser self re psycho psych platy pale oleo cross demi- dextro- down e electrotype بالا رفتن تیزرو مته‌به‌خشخاش‌گذاری بدون وصیت‌نامه ساخته‌ی ذهن مخمس مرابطه مردری مهرگیاه کپک‌زده وبا مسام راه هوایی پرستار غبطه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.