آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Covered

      -ɚd ˈkʌvəd

      سوم‌شخص مفرد:

      covers

      وجه وصفی حال:

      covering

      معنی covered | جمله با covered

      adjective B1

      دارای سقف، سقف‌دار، مسقف، سرپوشیده

      a covered balcony

      بالکن مسقف

      There are 40 shops, cafes and restaurants in a covered mall.

      ۴۰ مغازه، کافه و رستوران در یک مرکز خرید سرپوشیده مستقر هستند.

      adjective

      پوشیده، پوشیده‌شده، احاطه‌شده، دارای روکش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      men with covered faces

      مردانی با صورتِ پوشیده

      chocolate-covered

      با روکش شکلاتی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد covered

      1. adjective provided with a cover
        Synonyms:
        hidden concealed protected sheltered enclosed wrapped veiled masked disguised shielded overlaid coated surfaced painted varnished roofed topped lidded capped hooded sheathed bound enveloped camouflaged secreted
        Antonyms:
        open exposed revealed
      1. adjective plentifully bestrewn
        Synonyms:
        scattered with dotted spotted peppered strewn with spread with overspread sprinkled over studded carpeted dusted over powdered sown flowered flowery spattered spangled starred starry with bejeweled overgrown
        Antonyms:
        empty bare unfurnished
      1. adjective attended to
        Synonyms:
        noted recorded included reported marked written regarded accounted for observed examined investigated scrutinized explored surveyed
        Antonyms:
        unnoticed unheeded passed over

      Collocations

      snow-covered mountains

      کوه‌های پوشیده از برف

      Idioms

      covered with confusion

      شرمسار، بسیار خجل

      لغات هم‌خانواده covered

      noun
      cover, coverage, covering
      adjective
      undercover, covered
      verb - transitive
      cover
      adverb
      undercover

      سوال‌های رایج covered

      وجه وصفی حال covered چی میشه؟

      وجه وصفی حال covered در زبان انگلیسی covering است.

      سوم‌شخص مفرد covered چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد covered در زبان انگلیسی covers است.

      ارجاع به لغت covered

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «covered» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/covered

      لغات نزدیک covered

      • - coverall
      • - coverdale
      • - covered
      • - covered wagon
      • - covered with confusion
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mercury merry-go-round mid might miller misguided multitasking nearby never say die obsessed submarine of course omnipresent on edge on the beat مالک مالیات ماموریت مانند ماهواره ماه کامل ماگ مسافرتی دستورالعمل دست دوم دست و پنجه نرم کردن دشمن دشمن اصلی دف دلار دفترچه یادداشت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.