گذشتهی ساده:
coveredشکل سوم:
coveredسومشخص مفرد:
coversوجه وصفی حال:
coveringشکل جمع:
coversپوشاندن، پوشش دادن، فرا گرفتن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
White feathers covered the small bird's body.
پر سپید، تن پرندهی کوچک را پوشانده بود.
The sky was covered by clouds.
آسمان از ابر پوشیده شده بود.
Snow has covered the road.
برف جاده را پوشانده است.
Flood water covered the fields.
سیلاب مزارع را فراگرفته بود.
He covered his face with his hands.
چهرهاش را با دستهای خود پوشاند.
The floor is covered with cement.
کف اتاق دارای پوشش سیمانی است.
His hands were covered in blood.
دستانش خونآلود بود.
He had covered his hatred under a smile.
او نفرت خود را زیر لبخندی پوشانده بود.
He covered himself with glory.
خود را غرق در افتخار کرد.
Most of the earth is covered by water.
بیشتر سطح زمین از آب پوشیده شده است.
شامل شدن، پوشش دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Only thirty percent of that country's people are covered by health insurance.
فقط سی درصد مردم آن کشور از پوشش بیمهی درمانی برخوردارند.
This class will cover the literature of the sixteenth century.
این کلاس، ادبیات قرن شانزدهم را مورد بررسی قرار خواهد داد.
His speech covered several important topics.
سخنرانی او حاوی چندین مطلب مهم بود.
This law does not cover such cases.
این قانون شامل چنین حالاتی نمیشود (چنین حالاتی را نمیپوشاند).
پوشش دادن (رویداد خبری)
The newspaper covered the international summit in great detail.
آن روزنامه، اجلاس بینالمللی را با جزئیات فراوان پوشش داد.
Our network is covering the conference live from the capital city.
شبکهی ما این کنفرانس را بهصورت زنده از پایتخت پوشش میدهد.
He was gone to Atlanta to cover the Olympic Games.
او به آتلانتا رفته است تا مسابقات المپیک را گزارش کند.
پوشش دادن، شامل کردن (از نظر بیمهای)
Does this insurance policy cover all our health costs?
آیا این بیمهنامه شامل کلیهی هزینههای بهداشتی ما میشود؟
Does the company’s insurance cover damage caused by natural disasters?
آیا بیمهی شرکت، خسارتهای ناشی از بلایای طبیعی را پوشش میدهد؟
پیمودن، طی کردن (مسافت)
We covered that distance in two hours.
آن مسافت را دو ساعته پیمودیم.
The marathon runners covered the entire course despite the heavy rain.
باوجود باران شدید، دوندگان ماراتن تمام مسیر را طی کردند.
کفاف دادن، پوشش دادن، جوابگو بودن، تأمین کردن، پرداخت کردن (هزینهها)
Who will cover the costs?
هزینهها را چه کسی خواهد پرداخت؟
His salary is not enough to cover all of his expenses.
حقوق او آنقدر نیست که همهی مخارج وی را بپوشاند.
هوای کسی را داشتن، پوشش دادن، پشتیبانی کردن (نظامی)
The sniper covered the unit from a nearby rooftop during the operation.
تکتیرانداز در جریان عملیات، یگان را از روی پشتبامی نزدیک، پشتیبانی کرد.
He advanced toward the injured civilian while his partner covered him.
او به سوی غیرنظامی مجروح پیش رفت، درحالیکه همکارش او را پوشش میداد.
The military operations will be covered by fighter planes.
عملیات نظامی زیر پوشش هواپیماهای جنگنده انجام خواهد شد.
تحت کنترل داشتن، پوشش دادن، اشراف داشتن (بر جایی برای محافظت از آن)
Patrols were deployed to cover all access routes to the area.
گشتها برای پوشش دادن همهی مسیرهای دسترسی به آن منطقه، مستقر شدند.
From their vantage point, they could cover the bridge and prevent anyone from crossing.
از نقطهی دید خود بر پل اشراف داشتند و میتوانستند از عبور هرکسی جلوگیری کنند.
انگلیسی آمریکایی فوتبال پوشش دادن (بازیکن)
در انگلیسی بریتانیایی از mark استفاده میشود.
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی فوتبال
If you don’t cover that forward properly, he will create scoring chances.
اگر آن مهاجم را درست پوشش ندهید، موقعیت گل ایجاد خواهد کرد.
Two defenders took turns covering the playmaker to disrupt their attacks.
دو مدافع بهنوبت، بازیکن بازیساز را پوشش دادند تا حملات آنها را مختل کنند.
کسبوکار شیفت کسی را پوشش دادن، جای کسی کار کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
We take turns covering each other’s duties during holidays.
در ایام تعطیلات، نوبتی وظایف همدیگر را بر عهده میگیریم.
He agreed to cover for his colleague during the conference.
او پذیرفت که درطول کنفرانس، بهجای همکارش کار کند.
to cover a territory as a salesman
تصدی ناحیهای را بهعنوان فروشنده بهعهده داشتن
an under-cover agent
مأمور مخفی
موسیقی کاور کردن (بازخوانی کردن آهنگ)
The band covered the hit single and released it as a new acoustic version.
گروه، آن تکآهنگ پرفروش را کاور کرد و آن را بهصورت نسخهای آکوستیک منتشر نمود.
The singer decided to cover the song as a tribute to its original composer.
خواننده تصمیم گرفت این آهنگ را بهعنوان ادای احترام به آهنگساز اصلی، کاور کند.
جانورشناسی پشت اسبی رفتن، روی تخم خوابیدن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی جانورشناسی
A hen covers her eggs.
مرغ روی تخمهای خود میخوابد.
A horse covers a mare.
اسب پشت مادیان میرود.
روکش، پوشش، سرپوش
They placed a protective cover over the machinery while it was not in use.
زمانی که دستگاهها استفاده نمیشدند، پوشش محافظی روی آنها قرار دادند.
He bought a waterproof cover for his motorcycle during the rainy season.
برای فصل بارندگی، روکش ضدآبی برای موتورش خرید.
a typewriter cover
پوشش ماشین تحریر
a box cover
در جعبه
a jar cover
درب پارچ
pillow cover
روکش متکا
جلد (کتاب)
The magazine cover featured a famous actor this month.
روی جلد این ماه مجله، بازیگری مشهور بود.
The author’s photo appeared on the cover of the new novel.
عکس نویسنده روی جلد رمان جدید قرار گرفت.
a book cover
جلد کتاب
(انگلیسی هندی) پاکت نامه
The documents were sent in a large cover to prevent folding.
مدارک داخل پاکت بزرگی ارسال شدند تا، تا نشوند.
Write the recipient’s address on the cover.
آدرس گیرنده را روی پاکت بنویسید.
We will send you the book under separate cover.
کتاب را در بستهی دیگری برایتان خواهیم فرستاد.
روانداز، ملافهها، روتختیها
She was lying under the covers.
او زیر ملافه و پتو خوابیده بود.
The hotel provided clean covers for every guest.
هتل برای هر مهمان، ملافهها و روتختیهای تمیز فراهم کرده بود.
پناه، پناهگاه، سرپناه، پوشش
We took cover behind a wall.
ما به دیواری پناه بردیم، پشت دیوار سنگر گرفتیم.
The soldiers went to the other side of the hill in search of cover.
سربازان برای یافتن پناهگاه به آن سوی تپه رفتند.
The club was a cover for a group of smugglers.
گروه قاچاقچیان از آن باشگاه برای پنهان کردن اعمال خود استفاده میکرند.
under cover of night
در تاریکی شب
پناهگاه، پوشش (گیاهی، برف)
Dense cover provides birds with safe nesting sites.
پوشش گیاهی متراکم، مکانهای امنی برای لانهسازی پرندگان فراهم میکند.
Dense cover provides birds with safe nesting sites.
پوشش گیاهی متراکم، مکانهای امنی برای لانهسازی پرندگان فراهم میکند.
The rabbits hide in the cover to escape predators.
خرگوشها برای فرار از شکارچیان، در پوشش گیاهی مخفی میشوند.
پوشش، پشتیبانی (مسلحانه)
Advance! I'll give you cover.
پیشروی کن! من تو را پوشش میدهم.
The helicopter gave cover from above while the ground team moved in.
درحالیکه تیم زمینی جلو میرفت، هلیکوپتر از بالا پشتیبانی میکرد.
انگلیسی بریتانیایی بیمه، پوشش مالی
در انگلیسی آمریکایی از coverage استفاده میشود.
They purchased £50,000 worth of cover for their business equipment.
برای تجهیزات کسبوکارشان، پوشش بیمهای به ارزش ۵۰٬۰۰۰ پوند خریدند.
Do you have cover for theft or loss of personal belongings?
آیا برای سرقت یا گم شدن وسایل شخصیتان، بیمهای دارید؟
موسیقی کاور (نسخهی بازخوانیشدهی آهنگ)
همچنین میتوان از cover version استفاده کرد.
This live performance was actually a cover of a song originally recorded in the 1980s.
این اجرای زنده در واقع کاور ترانهای بود که در دههی ۱۹۸۰ ضبط شده بود.
Many artists have performed covers of Beatles songs over the years.
بسیاری از هنرمندان طی سالها، کاورهایی از آهنگهای بیتلز اجرا کردهاند.
ورزش (کریکت) منطقهی کاور
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
The captain placed two fielders at cover for extra protection on the off side.
کاپیتان برای محافظت بیشتر در سمت مخالف، دو بازیکن را در منطقهی کاور مستقر کرد.
A brilliant catch was taken at cover by the young player.
دریافت توپ عالی در منطقهی کاور توسط بازیکن جوان انجام شد.
نهان کردن، (جنایت یا فساد و غیره را) سرپوش گذاشتن، افشا نکردن، پنهان کردن
در خفا، پنهانی
در پناه
در یک پاکت ساده
در یک بسته یا پاکت دیگر
رو بالشتی، روپوش تشکچهی مبل
در پاکت یا بستهی جداگانه پست کردن
under the cover of night (or darkness)
در پوشش تاریکی شب
cover a distance of x kilometres
مسافت x کیلومتر را طی کردن
همه احتمالات را پوشش دادن، برای هر پیشامدی آماده بودن
پیشرفت زیادی کردن، مطالب زیادی را پوشش دادن
از پناهگاه یا نهانگاه بیرون آمدن
(کتاب و مجله و غیره) از آغاز تا پایان
به جانپناه یا پناهگاه رفتن، پناه بردن به
don't judge a book by its cover
از روی ظاهر قضاوت نکن، نمیشه فقط از روی ظاهر قضاوت کرد (ما برون را ننگریم و قال را، ما درون را بنگریم و حال را)
مسافتی را طی کردن، (تاحدی) پیشرفت کردن
گذشتهی ساده cover در زبان انگلیسی covered است.
شکل سوم cover در زبان انگلیسی covered است.
شکل جمع cover در زبان انگلیسی covers است.
وجه وصفی حال cover در زبان انگلیسی covering است.
سومشخص مفرد cover در زبان انگلیسی covers است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «cover» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cover