Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Obscure

      əbˈskjʊr əbˈskjʊə

      گذشته‌ی ساده:

      obscured

      شکل سوم:

      obscured

      سوم‌شخص مفرد:

      obscures

      وجه وصفی حال:

      obscuring

      صفت تفضیلی:

      more obscure

      صفت عالی:

      most obscure

      معنی obscure | جمله با obscure

      adjective

      تیره، تار، تاریک، محو، مبهم، گنگ، نامفهوم، گمنام، ناشناس، ناشناخته

      the obscure night

      شب تاریک

      in the obscure corners of the cave

      در گوشه‌های تاریک غار

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an obscure shadow on the wall

      سایه‌ای مبهم بر دیوار

      obscure writing

      نوشتار گنگ

      an obscure meaning

      معنی نامفهوم

      an obscure sound

      صدای نامفهوم

      an obscure explanation

      توضیح نامفهوم

      an obscure scientist

      یک دانشمند گمنام

      an obscure village

      دهکده‌ی ناشناخته، کوره‌ده

      verb - transitive

      تاریک کردن، تیره کردن، کدر کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
      verb - transitive

      پوشاندن، نامشخص کردن، تحت‌الشعاع قرار دادن، مبهم کردن، گنگ کردن، نامفهوم کردن

      A testimony that obscures the issue

      شهادتی که موضوع را دچار ابهام می‌کند

      a success that obscured earlier failures

      موفقیتی که شکست‌های پیشین را تحت‌الشعاع قرار داد

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد obscure

      1. adjective not easily understood
        Synonyms:
        unclear vague confusing complicated ambiguous mysterious hidden dark indefinite unintelligible incomprehensible doubtful indistinct enigmatic illegible cryptic impenetrable inscrutable hazy deep involved opaque illogical undefined enigmatical abstruse occult arcane esoteric unaccountable inexplicable unfathomable indeterminate recondite insoluble inconceivable incredible unbelievable dim clear as mud far-out
        Antonyms:
        clear obvious apparent explicit understood perceptible
      1. adjective cloudy, shadowy
        Synonyms:
        dark dim clouded shady dusky gloomy murky blurred indistinct veiled faint dense somber lightless unilluminated unlit shadowy obfuscated tenebrous umbrageous fuliginous caliginous
        Antonyms:
        clear bright visible
      1. adjective out-of-the-way, little-known
        Synonyms:
        unknown hidden secret remote far distant inaccessible isolated secluded mysterious enigmatic cryptic recondite esoteric arcane abstruse orphic cabalistic reticent secretive undisclosed unheard-of seldom seen unseen invisible covered dark deep close retired removed solitary lonesome far-off devious odd oracular rare sequestered unimportant minor unnoted unhonored unsung inconspicuous undistinguished nameless humble lowly inglorious irrelevant blind
        Antonyms:
        known famous distinguished
      1. verb conceal, hide
        Synonyms:
        hide cover mask veil disguise screen shade shadow cloak block darken cloud blur fog obfuscate misrepresent falsify confuse cover up eclipse shroud block out befog bedim gray dim overcast overcloud mist murk gloom muddy blind becloud adumbrate stonewall haze belie blear pettifog muddy the waters cloud the issue equivocate wrap con double-talk throw up smoke screen
        Antonyms:
        reveal loose illuminate

      سوال‌های رایج obscure

      گذشته‌ی ساده obscure چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده obscure در زبان انگلیسی obscured است.

      شکل سوم obscure چی میشه؟

      شکل سوم obscure در زبان انگلیسی obscured است.

      وجه وصفی حال obscure چی میشه؟

      وجه وصفی حال obscure در زبان انگلیسی obscuring است.

      سوم‌شخص مفرد obscure چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد obscure در زبان انگلیسی obscures است.

      صفت تفضیلی obscure چی میشه؟

      صفت تفضیلی obscure در زبان انگلیسی more obscure است.

      صفت عالی obscure چی میشه؟

      صفت عالی obscure در زبان انگلیسی most obscure است.

      ارجاع به لغت obscure

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «obscure» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/obscure

      لغات نزدیک obscure

      • - obscurantism
      • - obscuration
      • - obscure
      • - obscurity
      • - obsecrate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.