صفت تفضیلی:
more undefinedصفت عالی:
most undefinedنامعلوم، نامشخص، مبهم، گنگ
The long-term environmental impact of the new industrial process remains undefined, necessitating further comprehensive research.
تأثیرات زیستمحیطی بلندمدت فرآیند صنعتی جدید نامشخص باقی مانده است و نیاز به تحقیقات جامعتر دارد.
His instructions for the task were so undefined that I wasn't sure where to even begin.
دستورالعملهای او برای کار آنقدر مبهم بود که نمیدانستم از کجا شروع کنم.
Its area is somewhat undefined, but it may be estimated to measure 36m.
مساحت آن تاحدی نامشخص است، اما ممکن است اندازه آن ۳۶ متر تخمین زده شود.
Here the boundary is undefined.
در اینجا مرزی نامعلوم است.
تعریفنشده (کلمه)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Candidates should avoid employing undefined jargon in their essays, as this often leads to ambiguity.
داوطلبان باید از به کار بردن اصطلاحات تخصصی تعریفنشده در مقالات خود اجتناب کنند؛ زیرا این امر اغلب به ابهام منجر میشود.
I couldn't really understand the instructions because a few key terms were left undefined.
من واقعاً نتوانستم دستورالعملها را بفهمم؛ زیرا چند اصطلاح کلیدی تعریفنشده باقی مانده بودند.
کلمهی «undefined» در زبان فارسی به «تعریفنشده» ترجمه میشود.
واژهی «تعریفنشده» برای اشاره به چیزی به کار میرود که محدوده، ماهیت یا خصوصیات آن بهطور دقیق مشخص نشده باشد. این کلمه در متون علمی، فنی و ریاضی کاربرد گستردهای دارد، زیرا در بسیاری از موقعیتها، یک مفهوم یا مقدار ممکن است هنوز تعریف نشده یا قابل تعیین نباشد. برای مثال، در ریاضیات وقتی گفته میشود «مقدار این عبارت تعریفنشده است»، منظور این است که محاسبهی آن در شرایط معمول یا استاندارد ممکن نیست یا نتیجهای ندارد.
در علوم کامپیوتر و برنامهنویسی نیز «تعریفنشده» اهمیت ویژهای دارد. زمانی که یک متغیر یا تابع بدون مقدار اولیه یا بدون مشخص شدن ویژگیهای آن استفاده شود، سیستم یا زبان برنامهنویسی آن را «undefined» اعلام میکند. این وضعیت به توسعهدهندگان هشدار میدهد که قبل از استفاده از آن متغیر یا شیء، باید تعریف و مقداردهی مناسبی انجام شود تا از بروز خطا جلوگیری شود.
در زندگی روزمره نیز واژهی «تعریفنشده» میتواند برای بیان ابهام یا عدم وضوح در شرایط مختلف به کار رود. به عنوان مثال، وقتی گفته میشود «نقشهی پروژه هنوز تعریفنشده است»، منظور این است که چارچوب و جزئیات پروژه مشخص نشده و تصمیمگیری در مورد آن دشوار است. این کاربرد نشاندهنده توانایی کلمه در انتقال مفهوم ابهام و عدم قطعیت در زمینههای غیر علمی نیز است.
از نظر زبانشناسی، «تعریفنشده» میتواند نقش صفتی یا وصفی داشته باشد و برای توصیف اشیاء، موقعیتها یا مفاهیمی به کار رود که ویژگیهایشان روشن نیست. این انعطافپذیری باعث میشود که واژه بتواند در متون رسمی، علمی، آموزشی و حتی ادبی استفاده شود، بدون اینکه بار معنایی منفی یا محدودکننده پیدا کند.
همچنین، در زمینههای فلسفی یا مفهومی، «تعریفنشده» میتواند بیانگر محدودههای ناشناخته یا مفاهیم مرزی باشد. برای مثال، وقتی دربارهی مفاهیم پیچیده یا تجربیات غیرقابل اندازهگیری صحبت میکنیم، میتوان گفت برخی جنبهها «تعریفنشده» باقی ماندهاند. این کاربرد باعث میشود که واژه هم در بیان علمی دقیق و هم در بحثهای تفسیری و تحلیلی کاربرد داشته باشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «undefined» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/undefined