victorious, excellent, superior, overcoming, dominant, predominant
victorious
excellent
superior
overcoming
dominant
predominant
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او در برابر تمام مشکلات فائق بود.
She showed excellent against all odds.
فائق بودن بر موانع، بخشی از هر داستان موفقیت است.
Overcoming obstacles is part of every success story.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «فائق» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فائق