۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
cousin (son of a paternal uncle)
cousin
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
عموقلی او هفتهی آینده به عروسی میآید.
Her cousin is coming to the wedding next week.
عموقلیام مرا به جشن تولدش دعوت کرد.
My cousin invited me to his birthday party.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «عموقلی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/عموقلی