prefix meaning (infra-, under, low, de-)
prefix meaning
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
حسگر فروسرخ گرما را تشخیص میدهد.
The infrared sensor detects heat.
آنها هفتهی آینده ساختمان قدیمی را فرو میریزند.
They will demolish the old building next week.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «فرو» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فرو