آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

فرو به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

پیشوند
فونتیک فارسی / foroo- /

prefix meaning (infra-, under, low, de-)

prefix meaning

پایین، زیر

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

حسگر فروسرخ گرما را تشخیص می‌دهد.

The infrared sensor detects heat.

آن‌ها هفته‌ی آینده ساختمان قدیمی را فرو می‌ریزند.

They will demolish the old building next week.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد فرو

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

متضاد:

ارجاع به لغت فرو

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «فرو» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فرو

لغات نزدیک فرو

پیشنهاد بهبود معانی