صفت تفضیلی:
murkierصفت عالی:
murkiestگلآلود، تیره، ناشفاف، تار، کدر
The river's usually clear waters became murky after the heavy rainfall, affecting visibility for aquatic species.
آبهای معمولاً زلال رودخانه پساز بارندگی شدید گلآلود شد و بر دید گونههای آبزی تأثیر گذاشت.
The visibility in the underwater camera footage was extremely poor, as the ocean current had made the surrounding water quite murky.
دید در فیلم دوربین زیر آب بهشدت تار بود، زیرا جریان اقیانوسی آب اطراف را کاملاً گلآلود کرده بود.
the murky waters of the angry river
آبهای گلآلود رودخانهی خروشان
the murky corners of the windowless hall
گوشههای تاریک تالار بیپنجره
murky air
هوای گرفته
مبهم، گیجکننده، پیچیده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The legal implications of the new data privacy regulations remain murky, causing concern among tech companies regarding compliance.
پیامدهای حقوقی مقررات جدید حفظ حریم خصوصی دادهها مبهم باقی مانده است و باعث نگرانی شرکتهای فناوری در مورد انطباق میشود.
The instructions for assembling the new equipment were so murky that several technicians struggled to complete the task correctly.
دستورالعملهای مونتاژ تجهیزات جدید آنقدر پیچیده بود که چندین تکنسین برای انجام صحیح کار به مشکل برخوردند.
Do not put your thoughts in murky sentences!
اندیشههای خود را در جملات مبهم نگنجان!
صفت تفضیلی murky در زبان انگلیسی murkier است.
صفت عالی murky در زبان انگلیسی murkiest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «murky» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/murky