صفت تفضیلی:
fuzzierصفت عالی:
fuzziestزیستشناسی کرکی، ریشریش، پرزدار، خوابدار
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی زیستشناسی
a fuzzy sound
صدای مبهم و گرفته
The peach has a fuzzy skin that feels like velvet.
هلو پوست کرکداری دارد که حسی شبیه به مخمل میدهد.
She bought a pair of fuzzy slippers to keep her feet warm in winter.
او یک جفت دمپایی کرکدار خرید تا پاهایش را در زمستان گرم نگه دارد.
fuzzy thinking
تفکر مغشوش
روانشناسی تار، نامشخص و فاقد وضوح؛ غیر دقیق در افکار یا تصاویر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
My memories of that childhood trip are a bit fuzzy now.
خاطرات من از آن سفر دوران کودکی اکنون کمی تار و نامشخص است.
The television picture was fuzzy because the antenna was broken.
تصویر تلویزیون تار بود چون آنتن شکسته بود.
ریاضی فازی (منطق یا تفکری که به جای ارزشهای دقیق صفر و یک، با احتمالات و درجات درستی سر و کار دارد)
Fuzzy numbers are numbers whose value, instead of being a precise point, represents a range or interval of possible values with varying degrees of membership.
اعداد فازی به اعدادی گفته میشود که مقدار آنها به جای یک نقطهی دقیق، نشاندهندهی یک محدوده یا بازه از مقادیر احتمالی با درجات مختلف از عضویت است.
In fuzzy logic, fuzzy numbers are used to handle values that have degrees of truth between zero and one.
در منطق فازی، از اعداد فازی برای مدیریت مقادیری استفاده میشود که دارای درجات درستی بین صفر و یک هستند.
The system uses a fuzzy control algorithm to adjust the room temperature.
این سیستم از یک الگوریتم کنترلی فازی برای تنظیم دمای اتاق استفاده میکند.
Fuzzy logic is used in smart washing machines to determine the correct amount of water.
منطق فازی در ماشینهای لباسشویی هوشمند برای تعیین مقدار دقیق آب استفاده میشود.
fuzzy logic
منطق گنگ
صفت تفضیلی fuzzy در زبان انگلیسی fuzzier است.
صفت عالی fuzzy در زبان انگلیسی fuzziest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «fuzzy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fuzzy