آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

      Fuzzy

      ˈfʌzi ˈfʌzi

      صفت تفضیلی:

      fuzzier

      صفت عالی:

      fuzziest

      معنی fuzzy | جمله با fuzzy

      adjective B2

      زیست‌شناسی کرکی، ریش‌ریش، پرزدار، خواب‌دار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      a fuzzy sound

      صدای مبهم و گرفته

      The peach has a fuzzy skin that feels like velvet.

      هلو پوست کرک‌داری دارد که حسی شبیه به مخمل می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She bought a pair of fuzzy slippers to keep her feet warm in winter.

      او یک جفت دمپایی کرک‌دار خرید تا پاهایش را در زمستان گرم نگه دارد. 

      fuzzy thinking

      تفکر مغشوش

      adjective C1

      روان‌شناسی تار، نامشخص و فاقد وضوح؛ غیر دقیق در افکار یا تصاویر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      My memories of that childhood trip are a bit fuzzy now.

      خاطرات من از آن سفر دوران کودکی اکنون کمی تار و نامشخص است.

      The television picture was fuzzy because the antenna was broken.

      تصویر تلویزیون تار بود چون آنتن شکسته بود.

      adjective C2

      ریاضی فازی (منطق یا تفکری که به جای ارزش‌های دقیق صفر و یک، با احتمالات و درجات درستی سر و کار دارد)

      Fuzzy numbers are numbers whose value, instead of being a precise point, represents a range or interval of possible values with varying degrees of membership.

      اعداد فازی به اعدادی گفته می‌شود که مقدار آن‌ها به جای یک نقطه‌ی دقیق، نشان‌دهنده‌ی یک محدوده یا بازه از مقادیر احتمالی با درجات مختلف از عضویت است.

      In fuzzy logic, fuzzy numbers are used to handle values that have degrees of truth between zero and one.

      در منطق فازی، از اعداد فازی برای مدیریت مقادیری استفاده می‌شود که دارای درجات درستی بین صفر و یک هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The system uses a fuzzy control algorithm to adjust the room temperature.

      این سیستم از یک الگوریتم کنترلی فازی برای تنظیم دمای اتاق استفاده می‌کند. 

      Fuzzy logic is used in smart washing machines to determine the correct amount of water.

      منطق فازی در ماشین‌های لباسشویی هوشمند برای تعیین مقدار دقیق آب استفاده می‌شود.

      fuzzy logic

      منطق گنگ

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fuzzy

      1. adjective fluffy
        Synonyms:
        furry woolly downy hairy flossy linty napped frizzy Pilate velutinous down-covered
        Antonyms:
        smooth
      1. adjective out of focus
        Synonyms:
        unclear vague blurred dim hazy indistinct unfocused foggy obscure ill-defined faint shadowy misty distorted bleary murky indefinite muffled
        Antonyms:
        clear

      سوال‌های رایج fuzzy

      صفت تفضیلی fuzzy چی میشه؟

      صفت تفضیلی fuzzy در زبان انگلیسی fuzzier است.

      صفت عالی fuzzy چی میشه؟

      صفت عالی fuzzy در زبان انگلیسی fuzziest است.

      ارجاع به لغت fuzzy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fuzzy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fuzzy

      لغات نزدیک fuzzy

      • - futz
      • - fuzz
      • - fuzzy
      • - fv
      • - fwd
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.