آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳ آذر ۱۴۰۴

    Mm

    m m

    معنی mm

    interjection

    (حرف ندا به نشان: تردید، مکث، جواب مثبت) من من

    abbreviation

    میلیمتر

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
    abbreviation

    آقا، آقایان

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mm

    1. noun the pace of music measured by the number of beats occurring in 60 seconds
      Synonyms:
      bpm beats per minute metronome marking
    1. noun a metric unit of length equal to one thousandth of a meter
      Synonyms:
      millimeter millimetre

    سوال‌های رایج mm

    معنی mm به فارسی چی می‌شه؟

    کلمهٔ mm در زبان فارسی به «میلی‌متر» ترجمه می‌شود.

    میلی‌متر یکی از واحدهای اصلی اندازه‌گیری طول در سیستم متریک است و به دلیل دقت بالا و کاربری گسترده، در رشته‌ها و فعالیت‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد. این واحد برای اندازه‌گیری ابعادی که کوچک‌تر از یک سانتی‌متر هستند مناسب است و امکان سنجش دقیق اجسام، فاصله‌ها و ضخامت‌ها را فراهم می‌کند. حضور میلی‌متر در بسیاری از ابزارهای اندازه‌گیری نشان‌دهندهٔ اهمیت آن در کارهای حرفه‌ای و روزمره است.

    میلی‌متر برابر با یک‌دهم سانتی‌متر و یک‌هزارم متر است. این نسبت‌های ساده، تبدیل واحدهای طول را آسان و قابل‌استفاده می‌سازد. در فعالیت‌هایی که نیازمند دقت بالا هستند، میلی‌متر از بهترین واحدها محسوب می‌شود. سازندگان ابزارهای دقیق، از خط‌کش‌های میلی‌متری گرفته تا کولیس و میکرومتر، همگی این واحد را مبنای درجه‌بندی قرار داده‌اند تا سنجش طول با بیشترین دقت انجام شود. این ساختار به کاربران اجازه می‌دهد اندازه‌گیری‌های بسیار ظریف و حساس انجام دهند.

    در حوزه‌های مهندسی، طراحی صنعتی و معماری، میلی‌متر به‌عنوان واحد پایه برای ترسیم نقشه‌ها و مشخصات فنی به کار می‌رود. بسیاری از طرح‌ها بر اساس میلی‌متر تنظیم می‌شوند، زیرا اختلاف‌های کوچک در اندازه‌ها می‌تواند تأثیر بزرگی بر نتیجهٔ نهایی داشته باشد. این واحد در تعیین ابعاد قطعات، فاصله‌ها، ضخامت‌ها و استانداردهای تولید نقش اساسی دارد. هماهنگی میان بخش‌های مختلف یک سازه یا دستگاه، به دقت اندازه‌گیری در سطح میلی‌متری وابسته است.

    در صنایع پوشاک، طراحی الگو و دوخت نیز میلی‌متر به‌طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد. اختلاف‌های کوچک در اندازه‌گیری می‌تواند ظاهر یا تناسب لباس را تغییر دهد، بنابراین طراحان و خیاطان از میلی‌متر برای تعیین جزئیاتی مانند عرض درز، فاصلهٔ دوخت‌ها یا طول قطعات الگو استفاده می‌کنند. دقت حاصل از این واحد به ایجاد محصولی منظم، متناسب و حرفه‌ای کمک می‌کند و کیفیت نهایی را افزایش می‌دهد.

    در زندگی روزمره نیز میلی‌متر حضوری پررنگ دارد. ضخامت کاغذ، قطر سیم‌ها، ابعاد قطعات الکترونیکی، اندازهٔ پیچ‌ها و بسیاری از جزئیات کوچک براساس میلی‌متر اندازه‌گیری می‌شوند. این واحد کمک می‌کند ابعاد جزئی و دقیق قابل‌فهم و قابل‌مقایسه باشند. از بسته‌بندی محصولات گرفته تا ابزارهای خانگی، داده‌های مربوط به اندازه اغلب بر اساس میلی‌متر ارائه می‌شود تا مصرف‌کننده یا کاربر بتواند به شکلی دقیق تصمیم‌گیری کند.

    ارجاع به لغت mm

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «mm» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/mm

    لغات نزدیک mm

    • - mlle
    • - MLS
    • - mm
    • - MMA
    • - MMB
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.