Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ مهر ۱۴۰۳

      Nasty

      ˈnæsti ˈnɑːsti

      صفت تفضیلی:

      nastier

      صفت عالی:

      nastiest

      معنی nasty | جمله با nasty

      adjective B1

      تهوع‌آور، بد، بیزارکننده، ناخوشایند، تنفرآمیز، منزجرکننده

      The food had a nasty taste.

      غذا مزه‌ی بدی داشت.

      nasty medicine

      داروی تهوع‌آور

      adjective B1

      بدجنس، نامهربان، بدقلق، تندخو، بدخلق، بداخلاق، کج‌خلق

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Socrates' wife had a nasty temper.

      زن سقراط خیلی بدجنس بود.

      When I said I didn't have any money, she turned nasty.

      وقتی گفتم پول ندارم، کج‌خلق شد.

      adjective B2

      انگلیسی بریتانیایی بسیار بد، ناخوشایند، شاق، آزاردهنده، افتضاح

      a nasty question

      پرسش آزاردهنده

      Last winter was really nasty.

      زمستان گذشته واقعاً افتضاح بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      nasty weather

      هوای بسیار بد

      adjective

      زشت، زننده، تندوزننده، ناگوار، ناپسند، ناخوشایند

      nasty words

      حرف‌های زننده

      a nasty trick

      حیله‌ی زشت

      adjective

      مشقت‌بار، جان‌فرسا، سخت، ناگوار، کریه، وحشتناک

      a nasty wound

      زخم جان‌فرسا

      nasty living conditions

      شرایط زندگی وحشتناک

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Their lives were short and nasty.

      عمر آن‌ها کوتاه و پرمشقت بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد nasty

      1. adjective disgusting, offensive
        Synonyms:
        awful horrible unpleasant offensive foul nauseating obnoxious repulsive revolting sickening vile dirty filthy gross lousy objectionable odious repellent stinking unclean vulgar horrid tough disagreeable rough polluted poison impure loathsome noisome noxious outrageous ungodly unholy yucky beastly hellish icky murderous raunchy soiled squalid uncleanly unappetizing bum fierce grubby malodorous mephitic ornery
        Antonyms:
        great wonderful pleasing magnificent
      1. adjective indecent, smutty
        Synonyms:
        improper vulgar dirty immoral foul gross obscene coarse lewd smutty filthy immodest licentious impure indelicate unseemly wicked shameful indecorous ribald raunchy lascivious pornographic blue scatological x-rated
        Antonyms:
        decent moral clean
      1. adjective bad-tempered, mean
        Synonyms:
        unpleasant annoying disagreeable unkind mean critical evil fierce hateful malicious vicious wicked abusive beastly cruel despicable distasteful malevolent malign malignant ornery ruthless sarcastic sordid spiteful squalid
        Antonyms:
        pleasant agreeable friendly happy kind
      1. adjective injurious, dangerous
        Synonyms:
        bad harmful damaging serious severe painful dangerous critical poisonous ugly noxious
        Antonyms:
        helpful aiding assisting helping safe

      Collocations

      nasty habit

      عادت زشت، عادت ناپسند

      سوال‌های رایج nasty

      صفت تفضیلی nasty چی میشه؟

      صفت تفضیلی nasty در زبان انگلیسی nastier است.

      صفت عالی nasty چی میشه؟

      صفت عالی nasty در زبان انگلیسی nastiest است.

      ارجاع به لغت nasty

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «nasty» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/nasty

      لغات نزدیک nasty

      • - nastic
      • - nasturtium
      • - nasty
      • - nasty habit
      • - nasty piece of work
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.