آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Stinking

      ˈstɪŋkɪŋ ˈstɪŋkɪŋ

      معنی stinking | جمله با stinking

      adjective informal

      بدبو، متعفن، بوگندو، گندیده، بویناک، گند

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      a stinking fish

      ماهی بدبو

      The room was filled with stinking smoke from the burning plastic.

      اتاق پر از دود گند پلاستیک سوخته‌شده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We had to evacuate the building because of the stinking smell from the broken sewer.

      به‌خاطر بوی متعفن ناشی از فاضلاب ترکیده، مجبور شدیم ساختمان را تخلیه کنیم.

      adjective informal

      ناخوشایند، حال‌به‌هم‌زن، افتضاح، مزخرف، گند، ناجور، لعنتی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Don’t talk to me in that stinking tone.

      با اون لحن مزخرفت با من حرف نزن.

      I am tired of this stinking life.

      از این زندگی گند بیزارم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This stinking weather is ruining everything.

      این هوای لعنتی همه‌چی رو خراب کرده.

      adjective slang

      به‌شدت مست، بسیار مست، مست‌وپاتیل (به‌طرزی ناخوشایند و منزجرکننده)

      He was so stinking that he passed out in the street

      او به‌حدی مست بود که در خیابان بیهوش شد.

      She was stinking drunk and couldn't even stand.

      او به‌شدت مست بود و حتی نمی‌توانست بایستد.

      adverb informal

      خیلی، به‌شدت، بیش از حد، بیش از اندازه، وحشتناک

      That movie was stinking boring.

      اون فیلم خیلی خسته‌کننده بود.

      It’s stinking hot outside today.

      امروز هوای بیرون وحشتناک گرمه.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stinking

      1. adjective smelly
        Synonyms:
        foul-smelling offensive strong-smelling foul rank reeking stenchy odiferous malodorous funky rancid putrid noisome fetid mephitic

      ارجاع به لغت stinking

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «stinking» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stinking

      لغات نزدیک stinking

      • - stinker
      • - stinkhorn
      • - stinking
      • - stinking rich
      • - stinko
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cerebrum Elliot taiga output message reticence pinchbeck retool relativity relativity of knowledge repetition referee recoverable catchy recreation شعله‌ور مذکور به طور جدی به طور خاص بودجه بیرون رفتن تاسیس تهییج کردن جاذبه جواز دندان سایی تفنن رضوان رطوبت مشروعیت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.