Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ آبان ۱۴۰۴

      Referee

      ˌrefəˈriː ˌrefəˈriː

      گذشته‌ی ساده:

      refereed

      شکل سوم:

      refereed

      سوم‌شخص مفرد:

      referees

      وجه وصفی حال:

      refereeing

      شکل جمع:

      referees

      معنی referee | جمله با referee

      noun verb - transitive verb - intransitive countable B2

      داور مسابقات، داور، داوری کردن، داور مسابقات شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      He only referees in the Olympic Game.

      او فقط در مسابقات المپیک داوری می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد referee

      1. noun person who mediates, judges
        Synonyms:
        judge arbitrator ref umpire arbiter adjudicator conciliator
      1. verb judge, mediate
        Synonyms:
        arbitrate adjudge adjudicate umpire

      لغات هم‌خانواده referee

      noun
      referee, reference, referral
      adjective
      referable
      verb - transitive
      refer, referee, reference

      سوال‌های رایج referee

      معنی referee به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «referee» در زبان فارسی به «داور» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی «داور» معمولاً به فردی اشاره دارد که در بازی‌ها، مسابقات ورزشی یا رقابت‌های رسمی مسئولیت نظارت بر رعایت قوانین را بر عهده دارد. داور به عنوان مرجع نهایی تصمیم‌گیری در مورد تخلفات، امتیازدهی و جریان درست مسابقه شناخته می‌شود. وجود یک داور بی‌طرف و با تجربه برای اطمینان از عدالت و شفافیت رقابت‌ها ضروری است.

      داوران ورزشی باید علاوه بر شناخت دقیق قوانین، توانایی تمرکز بالا و سرعت تصمیم‌گیری داشته باشند. آنها در شرایط فشار، بین بازیکنان و تیم‌ها تعادل برقرار می‌کنند و از بروز اختلافات و بی‌نظمی جلوگیری می‌کنند. آموزش و تجربه در این حرفه اهمیت فراوان دارد، زیرا کوچک‌ترین اشتباه می‌تواند نتیجه‌ی بازی یا رقابت را تحت تأثیر قرار دهد.

      در برخی از ورزش‌ها، مانند فوتبال، بسکتبال یا والیبال، داوران می‌توانند علاوه بر نظارت کلی، از تکنولوژی‌های کمک داوری نیز بهره ببرند تا تصمیمات خود را دقیق‌تر اتخاذ کنند. به عنوان مثال، استفاده از VAR در فوتبال یا سیستم‌های الکترونیکی زمان‌بندی در ورزش‌های دیگر، نقش داور را تقویت و دقت قضاوت او را افزایش می‌دهد.

      نقش داور محدود به ورزش نمی‌شود. در حوزه‌های دیگر، مانند مسابقات علمی، هنری یا مسابقات ادبی، فردی که به عنوان «داور» عمل می‌کند مسئول ارزیابی عملکرد شرکت‌کنندگان و تعیین برندگان بر اساس معیارهای مشخص است. در این زمینه نیز انصاف، تجربه و دانش تخصصی اهمیت بالایی دارد و داور باید بی‌طرفانه عمل کند.

      وجود داور در هر نوع رقابتی نشانه‌ی اهمیت عدالت، نظم و قانون‌مداری است. داوران با نظارت و تصمیمات دقیق خود، محیطی امن و منصفانه برای رقابت فراهم می‌کنند و اعتماد شرکت‌کنندگان را به سیستم افزایش می‌دهند. احترام به داور و قوانین او، پایه‌ای برای برگزاری مسابقات موفق و سالم است.

      گذشته‌ی ساده referee چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده referee در زبان انگلیسی refereed است.

      شکل سوم referee چی میشه؟

      شکل سوم referee در زبان انگلیسی refereed است.

      شکل جمع referee چی میشه؟

      شکل جمع referee در زبان انگلیسی referees است.

      وجه وصفی حال referee چی میشه؟

      وجه وصفی حال referee در زبان انگلیسی refereeing است.

      سوم‌شخص مفرد referee چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد referee در زبان انگلیسی referees است.

      ارجاع به لغت referee

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «referee» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/referee

      لغات نزدیک referee

      • - refer
      • - referable
      • - referee
      • - reference
      • - reference address
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.