آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Arbitrator

ˈɑːbətreɪtəˈɑːrbətreɪtər ˈɑːbətreɪtəˈɑːrbətreɪtər

معنی arbitrator | جمله با arbitrator

noun

داور، میانجی، فیصل‌دهنده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

The minister was the final arbitrator of things.

وزیر داور نهایی امور بود.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد arbitrator

  1. noun settler of a dispute

ارجاع به لغت arbitrator

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «arbitrator» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/arbitrator

لغات نزدیک arbitrator

پیشنهاد بهبود معانی