با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Holdout

ˈhoʊldaʊt ˈhəʊldaʊtˈhoʊld-
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

  • noun
    دوام آوردن، استقامت کردن
  • noun
    (ورزشکار حرفه‌ای) اعتصاب، خودداری از بازی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد holdout

  1. noun
    Synonyms: resister, obstructionist, adversary, die-hard, objector, damper, killjoy, wet-blanket, spoilsport

ارجاع به لغت holdout

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «holdout» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/holdout

لغات نزدیک holdout

پیشنهاد بهبود معانی