Obstructionist

əbˈstrəkʃənəst əbˈstrʌkʃənɪst
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    اشکال‌تراش، کارشکن،کسی که برای جلوگیری از پیشرفت کار مجلس می‌اندازد
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد obstructionist

  1. noun Someone who systematically obstructs some action that others want to take
    Synonyms: obstructor, obstructer, resister, thwarter

ارجاع به لغت obstructionist

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «obstructionist» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/obstructionist

لغات نزدیک obstructionist

پیشنهاد بهبود معانی