آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مرداد ۱۴۰۴

      Refer

      rəˈfɜːr rɪˈfɜː

      گذشته‌ی ساده:

      referred

      شکل سوم:

      referred

      سوم‌شخص مفرد:

      refers

      وجه وصفی حال:

      referring

      معنی refer | جمله با refer

      verb - intransitive verb - transitive A2

      مراجعه کردن، فرستادن، بازگشت دادن، رجوع کردن، منتسب کردن، منسوب داشتن، عطف کردن به، اشاره کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      Their dispute was referred to the Hague Court.

      مشاجره‌ی آن‌ها به دادگاه لاهه ارجاع شد.

      In his speech he didn't refer to the war at all.

      در سخنرانی خود اصلاً به جنگ اشاره نکرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He referred the famine to the civil wars.

      او قحطی را ناشی از جنگ‌های داخلی می‌دانست.

      What I want to say refers to you directly.

      آنچه که می‌خواهم بگویم مستقیماً به شما مربوط می‌شود.

      The teacher referred the students to page 240.

      معلم شاگردان را به صفحه‌ی 240 رجوع داد.

      to refer to earlier events

      به رویدادهای قبلی اشاره کردن

      I wasn't referring to you.

      منظورم به شما نبود.

      That event was never referred to again.

      دیگر هرگز به آن رخداد اشاره‌ای نشد.

      to refer to the Aryanpur Dictionary

      به فرهنگ آریانپور مراجعه کردن

      to know the date, refer to a calendar!

      برای دانستن تاریخ به تقویم مراجعه کن!

      The professor kept referring to his notes.

      استاد مدام به یادداشت‌های خود مراجعه می‌کرد.

      verb - transitive

      پیش متخصص فرستادن، به بیمارستان ارجاع دادن (توسط دکتر)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The family doctor decided to refer the patient for further tests.

      پزشک خانواده تصمیم گرفت بیمار را برای آزمایشات بیشتر به بیمارستان ارجاع دهد.

      My GP is going to refer me to a dermatologist about this rash.

      پزشک عمومی من قرار است مرا برای این جوش‌ها به متخصص پوست بفرستد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Because of persistent back pain, I was referred to a physical therapist.

      به‌دلیل کمردرد مداوم، به فیزیوتراپیست ارجاع داده شدم.

      to refer a patient to a specialist

      بیمار را نزد دکتر متخصص فرستادن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد refer

      1. verb mention
        Synonyms:
        speak of name cite allude indicate bring up touch on point out notice introduce specify attribute ascribe credit charge associate impute designate lay assign invoke accredit adduce advert point quote excerpt extract instance exemplify interpolate insert hint glance make reference make mention of give as example direct attention put down to speak about
      1. verb direct, guide
        Synonyms:
        send transfer deliver hand over pass on submit commit turn over recommend introduce point relegate consign hand in put in touch
        Antonyms:
        hold back
      1. verb concern, apply
        Synonyms:
        relate apply involve regard cover include touch deal with pertain connect belong answer correspond with have to do with be about be relevant have relation bear upon have a bearing on have reference be a matter of point take in encompass hold incorporate be directed to appertain
      1. verb seek information
        Synonyms:
        consult turn to look up go resort recur repair apply advise confer commune run have recourse turn

      لغات هم‌خانواده refer

      noun
      referee, reference, referral
      adjective
      referable
      verb - transitive
      refer, referee, reference

      سوال‌های رایج refer

      معنی refer به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «refer» در زبان فارسی به ارجاع دادن یا اشاره کردن ترجمه می‌شود.

      «Refer» به عملی گفته می‌شود که طی آن فرد یا متنی، مخاطب یا خواننده را به منبع، شخص، مکان یا موضوعی دیگر هدایت یا راهنمایی می‌کند. این واژه در زمینه‌های گوناگون علمی، حقوقی، پزشکی، ادبی و روزمره کاربرد دارد و معمولاً به معنای اشاره به اطلاعات یا منابع دیگر برای تکمیل یا توضیح بیشتر مطلب است. ارجاع دادن یکی از اصول مهم در انتقال دانش و ارتباطات موثر محسوب می‌شود.

      در متون علمی و پژوهشی، «refer» نقش حیاتی دارد و محققان با ارجاع دادن به منابع معتبر، اعتبار و اصالت مطالب خود را تقویت می‌کنند. این کار به خواننده امکان می‌دهد که اطلاعات بیشتر را در منابع اصلی جستجو کند و از صحت داده‌ها مطمئن شود. همچنین، ارجاع‌دهی به دیگر آثار، نشان‌دهنده‌ی احترام به حقوق نویسندگان و جلوگیری از سرقت علمی است.

      در حوزه پزشکی، «refer» به معنای معرفی بیمار به متخصص یا مرکز درمانی دیگر است. پزشک عمومی ممکن است بیمار را برای بررسی‌های تخصصی‌تر یا درمان خاص، به پزشک متخصص ارجاع دهد. این فرآیند نقش مهمی در مدیریت صحیح درمان و ارتقاء کیفیت خدمات پزشکی دارد و باعث می‌شود بیمار بهترین مراقبت را دریافت کند.

      در زندگی روزمره و مکالمات عادی، «refer» ممکن است به اشاره کردن به فرد، مکان یا موضوعی برای توضیح یا راهنمایی گفته شود. مثلاً وقتی کسی می‌گوید «برای اطلاعات بیشتر به وب‌سایت مراجعه کنید»، در واقع در حال ارجاع دادن مخاطب به منبع دیگری است. این کاربرد باعث تسهیل در فهم موضوعات پیچیده‌تر می‌شود و ارتباط بین افراد را بهبود می‌بخشد.

      «refer» یا ارجاع دادن، فرایندی است که به کمک آن اطلاعات، افراد یا منابع مرتبط به هم متصل می‌شوند و انتقال دانش، راهنمایی و کمک به تصمیم‌گیری‌ها بهبود می‌یابد. این واژه نمایانگر اهمیت ارتباطات هدفمند و دقیق در تمام حوزه‌های زندگی انسانی است.

      گذشته‌ی ساده refer چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده refer در زبان انگلیسی referred است.

      شکل سوم refer چی میشه؟

      شکل سوم refer در زبان انگلیسی referred است.

      وجه وصفی حال refer چی میشه؟

      وجه وصفی حال refer در زبان انگلیسی referring است.

      سوم‌شخص مفرد refer چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد refer در زبان انگلیسی refers است.

      ارجاع به لغت refer

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «refer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/refer

      لغات نزدیک refer

      • - refectory
      • - refectory table
      • - refer
      • - referable
      • - referee
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.