آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Advise

ədˈvaɪz ədˈvaɪz

گذشته‌ی ساده:

advised

شکل سوم:

advised

سوم‌شخص مفرد:

advises

وجه وصفی حال:

advising

معنی advise | جمله با advise

verb - transitive verb - intransitive B1

نصیحت کردن، آگاهانیدن، توصیه دادن، قضاوت کردن، پند دادن، رایزنی کردن

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی واژگان کاربردی سطح متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

He advised them not to buy a house.

به آن‌ها توصیه کرد که خانه نخرند.

He advised them of the latest reports.

او آنان را در جریان آخرین گزارش‌ها قرار داد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد advise

  1. verb offer information
    Synonyms:
    tell inform notify report update warn acquaint apprise fill in show clue tip off give the word keep posted let in on make known clue in post put on to lay it out put next to put on the line
    Antonyms:
    keep quiet keep secret keep mum

لغات هم‌خانواده advise

  • verb - transitive
    advise

سوال‌های رایج advise

گذشته‌ی ساده advise چی میشه؟

گذشته‌ی ساده advise در زبان انگلیسی advised است.

شکل سوم advise چی میشه؟

شکل سوم advise در زبان انگلیسی advised است.

وجه وصفی حال advise چی میشه؟

وجه وصفی حال advise در زبان انگلیسی advising است.

سوم‌شخص مفرد advise چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد advise در زبان انگلیسی advises است.

ارجاع به لغت advise

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «advise» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/advise

لغات نزدیک advise

پیشنهاد بهبود معانی