آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ دی ۱۴۰۴

      Clue

      kluː kluː

      گذشته‌ی ساده:

      clued

      شکل سوم:

      clued

      سوم‌شخص مفرد:

      clues

      وجه وصفی حال:

      cluing

      شکل جمع:

      clues

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت در وجه وصفی حال: clueing

      معنی clue | جمله با clue

      noun countable B2

      سرنخ، نشانه، راهنمایی

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      If you give me a clue, I will solve the riddle.

      اگر سرنخی به من بدهی معما را حل خواهم کرد.

      The clue to our water problem is conservation.

      کلید حل مسئله‌ی آب ما، صرفه‌جویی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The police searched the killer's house but found no clues.

      پلیس خانه‌ی قاتل را جستجو کرد؛ ولی مدرکی به دست نیاورد.

      I have no clues as to the cause.

      درمورد علت آن اصلاً روحم خبردار نیست.

      verb - transitive

      سرنخ‌ دادن، سرنخ‌نویسی کردن (پازل)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      She spent hours carefully cluing every word in the crossword.

      او ساعت‌ها وقت گذاشت تا با دقت برای هر واژه‌ی جدول، سرنخ طراحی کند.

      Good cluing can make even a simple puzzle fun and engaging.

      سرنخ دادن خوب می‌تواند حتی معمایی ساده را هم جذاب و سرگرم‌کننده کند.

      verb - transitive informal

      انگلیسی آمریکایی راهنمایی کردن، آگاه کردن، خبر دادن، اطلاع دادن

      clue me on how it works.

      درمورد طرز کار آن مرا راهنمایی کن.

      The teacher clued the students about the importance of the upcoming exam.

      معلم، دانش‌آموزان را درباره‌ی اهمیت امتحان پیش‌رو آگاه کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clue

      1. noun hint, evidence
        Synonyms:
        sign indication suggestion trace hint mark notion lead evidence tip suspicion pointer inkling intimation proof track key telltale print tip-off wind dead giveaway hot lead solution
      1. verb give information
        Synonyms:
        tell inform notify advise warn indicate suggest hint point to apprise acquaint fill in intimate wise up give the lowdown give the skinny on leave evidence leave trace leave tracks lead to post
        Antonyms:
        hide keep secret

      Collocations

      give someone a clue

      به کسی سرنخ دادن

      haven’t a clue

      هیچ ایده ای نداشتن/اصلا ندانستن

      vital clue

      سرنخ حیاتی

      سوال‌های رایج clue

      گذشته‌ی ساده clue چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده clue در زبان انگلیسی clued است.

      شکل سوم clue چی میشه؟

      شکل سوم clue در زبان انگلیسی clued است.

      شکل جمع clue چی میشه؟

      شکل جمع clue در زبان انگلیسی clues است.

      وجه وصفی حال clue چی میشه؟

      وجه وصفی حال clue در زبان انگلیسی cluing است.

      سوم‌شخص مفرد clue چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد clue در زبان انگلیسی clues است.

      ارجاع به لغت clue

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clue» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clue

      لغات نزدیک clue

      • - clubwoman
      • - cluck
      • - clue
      • - clueless
      • - clumber (spaniel)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.