آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۵ دی ۱۴۰۴

    Pointer

    ˈpɔɪnt̬ər ˈpɔɪntə

    شکل جمع:

    pointers

    معنی pointer | جمله با pointer

    noun countable

    اشاره‌گر

    Use the pointer to navigate through the slides on your computer.

    از اشاره‌گر برای حرکت بین اسلایدها روی کامپیوتر استفاده کنید.

    Move the cursor to the correct word using the pointer.

    با اشاره‌گر، کلمه‌ی صحیح را انتخاب کنید.

    noun countable

    نکته، راهنمایی، اشاره، تذکر

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    She gave me a pointer that made solving the problem much easier.

    او نکته‌ای به من گفت که حل مسئله را بسیار آسان‌تر کرد.

    Travel guides often give pointers about local customs and etiquette.

    راهنماهای سفر اغلب نکاتی درباره‌ی آداب‌ورسوم محلی ارائه می‌دهند.

    noun countable

    شاخص، نشانه، علامت

    Fluctuations in housing prices are pointers to the stability of the real estate market.

    نوسانات قیمت مسکن، شاخص‌هایی از ثبات بازار املاک هستند.

    The increasing number of startups is a pointer to a growing entrepreneurial spirit.

    افزایش تعداد استارتاپ‌ها، نشانه‌ای از رشد روحیه‌ی کارآفرینی است.

    noun countable

    جانورشناسی سگ (آموزش‌دیده جهت شکار)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

    مشاهده

    A good pointer can indicate the presence of birds without scaring them away.

    سگ خوب می‌تواند حضور پرندگان را بدون اینکه آن‌ها را بترساند، نشان دهد.

    Experienced hunters often rely on their pointers to locate game.

    شکارچیان باتجربه اغلب به سگ‌های خود برای پیدا کردن شکار تکیه می‌کنند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pointer

    1. noun indicator
      Synonyms:
      signal mark guide index hand needle arrow dial gauge register director rod
    1. noun hint, suggestion
      Synonyms:
      tip clue information warning advice suggestion recommendation caution tip-off steer
    1. noun a pointing instrument
      Synonyms:
      dial hand gauge indicator rod arrow index cursor steer arm director tip mark dog signal needle register tip-off stick
    1. noun a variety of dog
      Synonyms:
      hunting-dog gun-dog game dog

    Collocations

    the pointers

    (نجوم) دو ستاره‌ی دب اکبر که اگر خط راستی از آن دو رد شود به ستاره‌ی قطبی می‌رسد

    لغات هم‌خانواده pointer

    noun
    point, pointer, pointlessness
    adjective
    pointed, pointy, pointless
    verb - transitive
    point
    adverb
    pointlessly, pointedly

    سوال‌های رایج pointer

    شکل جمع pointer چی میشه؟

    شکل جمع pointer در زبان انگلیسی pointers است.

    ارجاع به لغت pointer

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «pointer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pointer

    لغات نزدیک pointer

    • - pointedly
    • - pointelle
    • - pointer
    • - pointer chain
    • - pointer chasing
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    festa fiercely filmmaker finally financial cynically deadwood dearly Dec deciding delulu demonstrator desirability desperately ventromedial مقدار تغذیه مبالغه اغیار ادغام اسیر حجامت حجت احوال اخص عربده بیسبال پیلاتس تجاوز تیراندازی با کمان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.