آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Dial

      daɪəl daɪəl

      گذشته‌ی ساده:

      dialed

      شکل سوم:

      dialed

      سوم‌شخص مفرد:

      dials

      وجه وصفی حال:

      dialing

      معنی dial | جمله با dial

      verb - intransitive verb - transitive B1

      شماره گرفتن، تلفن زدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      I dialed her number but she didn't pick up.

      شماره‌اش را گرفتم اما برنداشت.

      dial Mr. Kaykavoosi

      شماره‌ی آقای کیکاوسی را بگیر

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Please dial 911 in case of an emergency.

      لطفاً در مواقع اضطراری به ۹۱۱ تلفن بزنید.

      noun countable

      صفحه‌ی عقربه‌دار (مثل ترازو، ساعت یا کیلومترشمار)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      Can they read what it says on the dial?

      آیا می‌توانند متوجه شوند که صفحه‌ی عقربه‌دار چه چیزی را نشان می‌دهد؟

      The dial of her watch is round.

      صفحه‌ی ساعت او گرد است.

      noun countable

      گردونه (برای تنظیم رادیو و تلویزیون)

      Rameen was playing with the radio's buttons and dial.

      رامین با دکمه‌ها و گردونه‌ی تنظیم رادیو بازی می‌کرد.

      How do you dial this radio?

      گردونه‌ی رادیو را چطور تنظیم می‌کنید؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      turn the dial until you find the station

      گردونه را بچرخان تا ایستگاه را بیابی

      noun countable

      صفحه‌ی شماره‌گیر (در تلفن‌های قدیمی)

      She spun the dial to input the phone number.

      او برای وارد کردن شماره‌تلفن، صفحه‌ی شماره‌گیر را چرخاند.

      The old rotary phone had a classic dial for making calls.

      تلفن چرخشی قدیمی دارای یک صفحه‌ی شماره‌گیر کلاسیک برای برقراری تماس بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dial

      1. verb tune to desired position
        Synonyms:
        turn rotate twist wheel ring zero in on punch

      Collocations

      dialing code

      (انگلیس - تلفن) پیش‌شماره، کد

      dialing tone

      (انگلیس - تلفن) بوق آزاد

      سوال‌های رایج dial

      گذشته‌ی ساده dial چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dial در زبان انگلیسی dialed است.

      شکل سوم dial چی میشه؟

      شکل سوم dial در زبان انگلیسی dialed است.

      وجه وصفی حال dial چی میشه؟

      وجه وصفی حال dial در زبان انگلیسی dialing است.

      سوم‌شخص مفرد dial چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dial در زبان انگلیسی dials است.

      ارجاع به لغت dial

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dial» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dial

      لغات نزدیک dial

      • - diagrammatic
      • - diakinesis
      • - dial
      • - dial pulse
      • - dial tone
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.