آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Twist

      twɪst twɪst

      گذشته‌ی ساده:

      twisted

      شکل سوم:

      twisted

      سوم‌شخص مفرد:

      twists

      وجه وصفی حال:

      twisting

      معنی twist | جمله با twist

      verb - transitive C2

      پیچ دادن، تاب دادن، پیچاندن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      I twisted my ankle.

      مچ پایم رگ به رگ شد.

      Several yarns are twisted together to make a cord.

      برای ساختن ریسمان چندین نخ به‌ هم تابیده می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a pig's twisted tail

      دم پیچ‌خورده‌ی خوک

      a river that twists through a green valley

      رودخانه‌ای که در درهای سبز پیچ و خم دارد

      If you twist the blade of this knife, it will break.

      اگر تیغه‌ی این چاقو را بپیچانی می‌شکند.

      The snake twisted itself around the branch.

      مار خودش را دور شاخه پیچید.

      verb - transitive

      گمراه کردن، از راه درست به در کردن، تحریف کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      don't twist my words!

      حرف‌های مرا تحریف نکن!

      those phrases that can be twisted to mean whatever governments want

      آن عباراتی که می‌توان آن‌ها را طوری تحریف کرد که معنی دلخواه دولت‌ها را برسانند

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the twisted mind of a criminal

      فکر منحرف یک آدم تبهکار

      verb - transitive

      چلاندن، کج و کوله کردن

      When he shaves he twists his face.

      وقتی ریش می‌تراشد صورت خود را کج‌و‌معوج می‌کند.

      verb - intransitive

      پیچیدن، تاب خوردن، لولیدن

      noun countable

      پیچ، تاب، پیچ‌خوردگی، خم

      a twist in the road

      خم جاده

      a new twist in the story of the film

      یک دگرگونی جدید در داستان فیلم

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد twist

      1. noun curl, spin
        Synonyms:
        turn curve roll wind bend spiral coil spin arc helix swivel convolution ply braid hank meander pull jerk yank torsion warp twine wrench flourish curlicue undulation plug zigzag
      1. noun sudden development; oddity
        Synonyms:
        change turn surprise peculiarity characteristic trait variation confusion mess mix-up entanglement tangle snarl aberration bent slant proclivity quirk foible idiosyncrasy eccentricity kink crotchet knot screw-up revelation
      1. verb curl, spin
        Synonyms:
        turn spin twirl wind wrap coil spiral entwine intertwine wreathe encircle weave screw squirm writhe wiggle wriggle contort warp turn around wrap around corkscrew zigzag wring wrench rick sprain swivel
        Antonyms:
        straighten untwist uncurl
      1. verb misrepresent
        Synonyms:
        falsify distort misstate pervert misquote warp alter change color belie contort garble
        Antonyms:
        explain explicate

      Collocations

      twist around one's finger

      دور انگشت خود چرخاندن، کاملاً تحت تسلط خود درآوردن، ملعبه کردن

      Idioms

      twist around one's finger

      دور انگشت خود چرخاندن، کاملاً تحت تسلط خود درآوردن، ملعبه کردن

      twist someone's arm

      (کسی را) وادار به انجام کاری کردن، تحت فشار قرار دادن، به‌زور قبولاندن، مجبور کردن، متقاعد کردن

      twist the lion's tail

      با دم شیر بازی کردن

      لغات هم‌خانواده twist

      noun
      twist, twister
      adjective
      twisted
      verb - transitive
      twist

      سوال‌های رایج twist

      گذشته‌ی ساده twist چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده twist در زبان انگلیسی twisted است.

      شکل سوم twist چی میشه؟

      شکل سوم twist در زبان انگلیسی twisted است.

      وجه وصفی حال twist چی میشه؟

      وجه وصفی حال twist در زبان انگلیسی twisting است.

      سوم‌شخص مفرد twist چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد twist در زبان انگلیسی twists است.

      ارجاع به لغت twist

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «twist» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/twist

      لغات نزدیک twist

      • - twirly
      • - twirp
      • - twist
      • - twist (or turn) the knife in the wound
      • - twist (or wrap) around one's little finger
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.