گذشتهی ساده:
pliedشکل سوم:
pliedسومشخص مفرد:
pliesوجه وصفی حال:
plyingمشغول بودن، اشتغال داشتن، پیشهای را دنبال کردن، به فروش چیزی مشغول بودن، دادوستد کردن، کاسبی کردن، به کسبوکار پرداختن
The street where fishmongers ply their business.
خیابانی که در آن ماهیفروشان کسب و کار میکنند.
She moved to the capital to ply her trade as a professional photographer.
او به پایتخت نقل مکان کرد تا پیشهاش را بهعنوان عکاس حرفهای دنبال کند.
Hooshang learned to ply the oars correctly.
هوشنگ به کار بردن صحیح پارو را آموخت.
The students plied me with questions.
شاگردان مرا سؤال پیچ کردند.
Pari plied us with food and drink.
پری خوراک و آشامیدنی به ما میرساند.
قدیمی رفتوآمد کردن، تردد کردن، حرکت داشتن، پیمودن، طی کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
This ship plies between London and New York.
این کشتی بین لندن و نیویورک رفتوآمد میکند.
Tourist boats ply up and down the river, offering sightseeing tours to visitors.
قایقهای گردشگری بهطور منظم در امتداد رودخانه حرکت دارند و تورهای بازدید ارائه میدهند.
لا (در بافت نخ یا طناب)
The manufacturer indicates the ply of each thread on the packaging.
تولیدکننده، تعداد لایههای هر نخ را روی بستهبندی مشخص میکند.
Using a higher ply yarn gives a thicker, warmer scarf.
استفاده از نخ با لایههای بیشتر باعث میشود شال ضخیمتر و گرمتری داشته باشید.
a four-ply rope
طناب چهارلا
لایه (در چوب، دستمال و...)
They used a four-ply board to ensure the table top wouldn’t warp.
آنها از تختهی چهارلایه استفاده کردند تا مطمئن شوند سطح میز پیچوخم نخواهد داشت.
Two-ply tissue is softer but less absorbent than three-ply.
نسبت به دستمال سهلایه، دستمال دو لایه نرمتر است اما جذب کمتری دارد.
a shirt collar that has three plies of cloth
یقهی پیراهن که از سهلایه پارچه درست شده است
three-ply wood
تخته سهلایه
plywood
تختهی چندلا
(تاکسی و غیره) در محل یا مسیر بهخصوص کاسبی کردن
پیشهی خود را دنبال کردن، کسب و کار کردن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ply» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ply