آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ اسفند ۱۴۰۳

      Exert

      ɪɡˈzɜrːt ɪɡˈzɜːt

      گذشته‌ی ساده:

      exerted

      شکل سوم:

      exerted

      سوم‌شخص مفرد:

      exerts

      وجه وصفی حال:

      exerting

      معنی exert | جمله با exert

      verb - transitive C1

      اعمال کردن، به‌کاربردن، اجرا کردن، نشان دادن، وارد کردن

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      He had to exert all his strength to move the stone.

      مجبور بود برای تکان دادن سنگ همه‌ی زور خود را به‌کار ببرد.

      The government should exert more control over the financial sector.

      دولت باید کنترل بیشتری بر بخش مالی اعمال کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She exerted all her authority to resolve the conflict.

      او تمام قدرت خود را برای حل اختلاف به کار برد.

      His father exerted a lot of pressure on him to study.

      پدرش خیلی به او فشار می‌آورد که درس بخواند.

      a style that has exerted a profound influence on young writers

      سبکی که بر نویسندگان جوان تأثیر عمیقی داشته است

      verb - transitive

      تلاش کردن، همت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      If you want to succeed you must exert yourself!

      اگر می‌خواهی کامیاب شوی، باید همت کنی!

      She had to exert considerable effort to finish the marathon.

      او مجبور شد تلاش قابل توجهی برای تمام کردن ماراتن انجام دهد.

      verb - transitive

      فشار آوردن، تقلا کردن (ذهنی و بدنی)

      You shouldn't exert yourself, you're still sick!

      هنوز بیمار هستی و نباید تقلا کنی!

      He didn't need to exert himself much to complete the task.

      او برای انجام این کار نیازی نداشت زیاد به خود فشار بیاورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد exert

      1. verb make use of
        Synonyms:
        use employ utilize apply exercise expend work ply wield try hard strive endeavor struggle labor toil put forth put out make effort apply oneself bring into play bring to bear push plug peg away strain sweat it pour it on give all one’s got give best shot dig throw

      Collocations

      exert leadership

      رهبری کردن، به رهبری پرداختن

      exert oneself

      زحمت به خود هموار کردن، تلاش کردن، زور زدن

      سوال‌های رایج exert

      گذشته‌ی ساده exert چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده exert در زبان انگلیسی exerted است.

      شکل سوم exert چی میشه؟

      شکل سوم exert در زبان انگلیسی exerted است.

      وجه وصفی حال exert چی میشه؟

      وجه وصفی حال exert در زبان انگلیسی exerting است.

      سوم‌شخص مفرد exert چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد exert در زبان انگلیسی exerts است.

      ارجاع به لغت exert

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «exert» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/exert

      لغات نزدیک exert

      • - exergonic
      • - exergue
      • - exert
      • - exert leadership
      • - exert oneself
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      loco auto sunscreen grundnorm cyst fishhook exchangee panto ped post pro UN Fri. Prot start-up شکست غصب شیرجه شیرجه رفتن مسیر پرتابی طوفان فکری مصفا کردن معارفه‌ای معالجه‌ناپذیر کاوش ملخ رشوه مایع همبستگی جلق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.