کوشیدن، تلاش کردن، کوشش کردن
Researchers often strive to validate their hypotheses.
محققان اغلب برای تأیید فرضیههایشان تلاش میکنند.
Each of us must strive to improve himself.
هریک از ما باید برای بهسازی خود بکوشد.
Governments strive to achieve sustainable development.
دولتها برای دستیابی به توسعهی پایدار میکوشند.
Many companies strive to enhance customer satisfaction.
بسیاری از شرکتها برای افزایش رضایت مشتری تلاش میکنند.
to strive for success
برای موفقیت تلاش کردن
مبارزه کردن، رقابت کردن، ستیز کردن، نزاع کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They always strive against injustice.
آنها همیشه با بیعدالتی مبارزه میکنند.
Many nations strive for economic dominance.
بسیاری از ملتها برای تسلط اقتصادی رقابت میکنند.
Activists strive against environmental degradation.
فعالان با تخریب محیطزیست ستیز میکنند.
to strive against oppression
بر ضد بیدادگری ستیزه کردن
گذشتهی ساده strive در زبان انگلیسی strove است.
شکل سوم strive در زبان انگلیسی striven است.
وجه وصفی حال strive در زبان انگلیسی striving است.
سومشخص مفرد strive در زبان انگلیسی strives است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «strive» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/strive