آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Aim

      eɪm eɪm

      سوم‌شخص مفرد:

      aims

      شکل جمع:

      aims

      معنی aim | جمله با aim

      verb - intransitive B1

      قراول رفتن، هدف‌گیری کردن، نشانه گرفتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The stone was aimed at me.

      سنگ به سوی من پرتاب شده بود.

      The soldiers took aim and then fired.

      سربازان نشانه گرفتند و سپس تیراندازی کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to take aim

      هدف‌گیری کردن، نشانه‌روی کردن

      verb - intransitive

      قصد داشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      We aim to win in this race.

      ما می‌خواهیم در این مسابقه برنده شویم.

      I aim to succeed.

      آرزو دارم که موفق شوم.

      verb - transitive

      دانستن، فرض کردن، ارزیابی کردن، شمردن، رسیدن، نائل شدن(به)، به نتیجه رسیدن

      verb - transitive

      اشاره داشتن، مخاطب قرار دادن

      His remarks were aimed at fat people.

      روی سخن او با اشخاص چاق بود.

      to aim at

      هدف‌گیری کردن (به سوی)، مخاطب قرار دادن

      verb - transitive

      با اسلحه هدف گرفتن

      He aimed his gun at me.

      هفت تیرش را به طرفم هدف گرفت.

      noun

      مراد، هدف، مقصد

      Their aim was to help the poor.

      هدف آن‌ها کمک به فقیران بود.

      with the aim of...

      به منظور...

      noun

      نشان، هدف، جهت، میدان

      His aim was bad and he hit the donkey instead of the deer.

      هدف‌گیری او بد بود و به جای آهو الاغ را زد.

      noun

      حدس، گمان

      noun

      راهنمایی، رهبری

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد aim

      1. noun goal
        Synonyms:
        purpose object end goal intention intent objective desire plan target design wish ambition aspiration direction course scheme mark where one is heading
        Antonyms:
        avoidance neglect thoughtlessness purposelessness aimlessness
      1. verb point or direct at a goal
        Synonyms:
        target intend mean plan design propose purpose direct address focus try attempt endeavor strive aspire wish want set one’s sights on level train concentrate fix angle cast slant steer sight essay covet contemplate zero in on zoom in

      لغات هم‌خانواده aim

      noun
      aim, aimlessness
      adjective
      aimless
      verb - intransitive
      aim
      adverb
      aimlessly

      سوال‌های رایج aim

      گذشته‌ی ساده aim چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده aim در زبان انگلیسی aimed است.

      شکل سوم aim چی میشه؟

      شکل سوم aim در زبان انگلیسی aimed است.

      شکل جمع aim چی میشه؟

      شکل جمع aim در زبان انگلیسی aims است.

      وجه وصفی حال aim چی میشه؟

      وجه وصفی حال aim در زبان انگلیسی aiming است.

      سوم‌شخص مفرد aim چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد aim در زبان انگلیسی aims است.

      ارجاع به لغت aim

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «aim» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/aim

      لغات نزدیک aim

      • - ailurophile
      • - ailurophobia
      • - aim
      • - aim at
      • - aim to
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.