آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Wish

    wɪʃ wɪʃ

    گذشته‌ی ساده:

    wished

    شکل سوم:

    wished

    سوم‌شخص مفرد:

    wishes

    وجه وصفی حال:

    wishing

    شکل جمع:

    wishes

    معنی wish | جمله با wish

    verb - transitive verb - intransitive B1

    خواستن، میل داشتن، آرزو داشتن، آرزو کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    What do you wish for Nowruz?

    برای نوروز چه می‌خواهی؟

    to wish a person to come

    خواستار آمدن کسی شدن

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    I wish I were young again.

    دلم می‌خواهد دوباره جوان بودم.

    Do you wish to go?

    دلت می‌خواهد بروی؟

    He wished his prison days were over.

    آرزو کرد که دوران زندانش تمام بشود.

    to wish someone good health

    برای کسی سلامتی آرزو کردن

    to wish a person good morning

    به کسی صبح بخیر گفتن

    noun countable

    آرزو، خواهش، خواسته، مراد، حاجت، کام، خواست، دلخواه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    All her wishes came true.

    همه‌ی آرزوهای او برآورده شدند.

    to get one's wish

    به آرزوی خود رسیدن

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    to make a wish

    مراد طلبیدن

    You acted against my wishes.

    تو برخلاف میل من عمل کردی.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wish

    1. noun desire
      Synonyms:
      want hope will intention preference choice liking pleasure inclination ambition longing urge yearning hunger thirst request prayer aspiration hankering itch yen disposition invocation whim
      Antonyms:
      hate hatred dislike
    1. verb desire
      Synonyms:
      want like need desiderate hope prefer choose elect request order will expect fancy crave covet envy long yearn itch hunger thirst yen hanker aspire beg entreat pray for invoke solicit command please sigh for look forward to set one’s heart on spoil for
      Antonyms:
      hate dislike

    Collocations

    offer one's best wishes

    (نسبت به کسی) بهترین آرزوها را داشتن، خیرخواهی یا دعای خیر کردن، تبریک گفتن

    wish somebody well (or ill)

    خیر (یا شر) کسی را خواستن، آرزوی موفقیت (یا ناکامی) کسی را کردن

    Idioms

    (just) as you wish

    (درست) همانطوری که شما بخواهید، به میل تو

    the wish is father to the thought

    آرزو سرچشمه‌ی اندیشه است

    سوال‌های رایج wish

    گذشته‌ی ساده wish چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده wish در زبان انگلیسی wished است.

    شکل سوم wish چی میشه؟

    شکل سوم wish در زبان انگلیسی wished است.

    شکل جمع wish چی میشه؟

    شکل جمع wish در زبان انگلیسی wishes است.

    وجه وصفی حال wish چی میشه؟

    وجه وصفی حال wish در زبان انگلیسی wishing است.

    سوم‌شخص مفرد wish چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد wish در زبان انگلیسی wishes است.

    ارجاع به لغت wish

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «wish» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wish

    لغات نزدیک wish

    • - wisenheimer
    • - wisent
    • - wish
    • - wish fulfillment
    • - wish list
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.