آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Itch

      ɪtʃ ɪtʃ

      گذشته‌ی ساده:

      itched

      شکل سوم:

      itched

      سوم‌شخص مفرد:

      itches

      وجه وصفی حال:

      itching

      شکل جمع:

      itches

      معنی itch | جمله با itch

      noun verb - intransitive B2

      خارش، جرب، خارش کردن، خاریدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      I have an itch under my arm.

      زیر بغلم خارش دارد.

      to feel an itch

      احساس خارش کردن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      My back itches.

      پشتم می‌خارد.

      Don't rub your eyes hard, even if they itch.

      چشمانت را محکم نمال حتی اگر بخارد.

      Does it itch?

      می‌خاره؟

      A coarse woollen underwear that itches.

      زیرپوش زبر و پشمی که باعث خارش می‌شود.

      itching socks

      جوراب‌های خارش‌آور

      an itch to travel

      کرم سفر

      an itch for money and success

      اشتیاق وافر به پول و موفقیت

      They were itching to start a fight.

      آن‌ها دنبال بهانه می‌گشتند که کتک‌کاری راه بیندازند.

      I am itching for them to leave so that I can go to bed.

      خیلی دلم می‌خواهد آن‌ها بروند تا بتوانم بخوابم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد itch

      1. noun scratching; tingling
        Synonyms:
        tickle itchiness irritation crawling creeping scratching prickling psoriasis rawness
      1. noun strong desire
        Synonyms:
        craving desire hunger longing lust passion urge appetite yearning impulse hankering motive lustfulness concupiscence restlessness eroticism yen prurience appetition aphrodisia
        Antonyms:
        dislike hate hatred
      1. verb scratch; tingle
        Synonyms:
        tickle irritate sting creep crawl prickle prick titillate
      1. verb desire strongly
        Synonyms:
        want desire long crave yearn hunger thirst pine ache lust hanker pant burn chafe sigh be impatient have a yen for
        Antonyms:
        hate dislike

      سوال‌های رایج itch

      گذشته‌ی ساده itch چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده itch در زبان انگلیسی itched است.

      شکل سوم itch چی میشه؟

      شکل سوم itch در زبان انگلیسی itched است.

      شکل جمع itch چی میشه؟

      شکل جمع itch در زبان انگلیسی itches است.

      وجه وصفی حال itch چی میشه؟

      وجه وصفی حال itch در زبان انگلیسی itching است.

      سوم‌شخص مفرد itch چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد itch در زبان انگلیسی itches است.

      ارجاع به لغت itch

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «itch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/itch

      لغات نزدیک itch

      • - italy
      • - itasca
      • - itch
      • - itchy
      • - item
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater زیرا زخمی زندگی کردن سخت کوش سر سرسام‌آور سرسره بازی سرطان خودکامه خوش آتیه خوش یمن خونگرم خیلی زیاد داستان زندگی سرزده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.