آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Sting

      stɪŋ stɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      stung

      شکل سوم:

      stung

      سوم‌شخص مفرد:

      stings

      وجه وصفی حال:

      stinging

      شکل جمع:

      stings

      معنی sting | جمله با sting

      noun verb - transitive adverb

      نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      A bee stung him.

      زنبور او را گزید.

      A scorpion stings but a dog bites.

      عقرب نیش می‌زند؛ ولی سگ گاز می‌گیرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Nettles sting skin.

      گزنه پوست را به سوزش می‌آورد.

      The cold wind was stinging their faces.

      باد سرد صورت آن‌ها را به سوزش درآورده بود.

      Ginger stings the mouth.

      زنجبیل دهان را می‌سوزاند.

      The smoke was stinging my eyes.

      دود داشت چشمانم را می‌سوزاند.

      Zarry stung him with sharp reproach.

      زری با سرزنش شدید او را آزار داد.

      He was stung by remorse.

      پشیمانی او را رنج می‌داد.

      He never went to the store that had stung him.

      هرگز به مغازه‌ای که به او گران‌فروشی کرده بود، نرفت.

      Her words stung us into action.

      حرف‌های او ما را تحریک به اقدام کرد.

      His cheeks were stinging from the teacher's slaps.

      گونه‌هایش از سیلی‌های معلم می‌سوخت.

      My tongue is stinging.

      زبانم می‌سوزد.

      the scorpion's sting is not out of malice ...

      نیش عقرب نه از ره کین است ...

      Wash the sting with alcohol.

      جای نیش را با الکل شستشو بده.

      the sting of a cut

      سوزش بریدگی

      criticism with much sting in it

      انتقاد بسیار نیش‌دار

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sting

      1. verb prick, pain
        Synonyms:
        hurt injure wound bite burn poke prickle tingle smart needle pique electrify inspire

      سوال‌های رایج sting

      گذشته‌ی ساده sting چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sting در زبان انگلیسی stung است.

      شکل سوم sting چی میشه؟

      شکل سوم sting در زبان انگلیسی stung است.

      شکل جمع sting چی میشه؟

      شکل جمع sting در زبان انگلیسی stings است.

      وجه وصفی حال sting چی میشه؟

      وجه وصفی حال sting در زبان انگلیسی stinging است.

      سوم‌شخص مفرد sting چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sting در زبان انگلیسی stings است.

      ارجاع به لغت sting

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sting» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sting

      لغات نزدیک sting

      • - stimy
      • - stined glass
      • - sting
      • - stinger
      • - stinging hair
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fund hang gliding burst into Pres vertical sore go to college, school, university board of directors vein wonder homogeneous tuple wedding surplus Dardanelles داستان‌نویس در صورت امکان در چه شرایطی درازنشست درختچه درد دل کردن دروغین دریاچه در حقیقت دست تکان دادن دست دادن دشت موز ونزوئلا نارون
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.