آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مهر ۱۴۰۵

      Sting

      stɪŋ stɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      stung

      شکل سوم:

      stung

      سوم‌شخص مفرد:

      stings

      وجه وصفی حال:

      stinging

      شکل جمع:

      stings

      معنی sting | جمله با sting

      verb - intransitive verb - transitive B1

      جانورشناسی حشره‌شناسی نیش زدن، گزیدن (حشرات)، گاز گرفتن (حیوانات)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      A bee stung him.

      زنبور او را گزید.

      Certain insects sting, causing allergic reactions in some individuals.

      برخی حشرات نیش می‌زنند و در بعضی افراد واکنش‌های آلرژیک ایجاد می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A scorpion stings but a dog bites.

      عقرب نیش می‌زند؛ ولی سگ گاز می‌گیرد.

      Her words stung us into action.

      حرف‌های او ما را تحریک به اقدام کرد.

      verb - intransitive verb - transitive B1

      سوختن، سوزاندن، سوزش ایجاد کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      His cheeks were stinging from the teacher's slaps.

      گونه‌هایش از سیلی‌های معلم می‌سوخت.

      Certain plant toxins sting upon contact.

      برخی سموم گیاهی در تماس، سوزش ایجاد می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      My tongue is stinging.

      زبانم می‌سوزد.

      Nettles sting skin.

      گزنه پوست را به سوزش می‌آورد.

      The cold wind was stinging their faces.

      باد سرد صورت آن‌ها را به سوزش درآورده بود.

      Ginger stings the mouth.

      زنجبیل دهان را می‌سوزاند.

      The smoke was stinging my eyes.

      دود داشت چشمانم را می‌سوزاند.

      verb - intransitive verb - transitive B2

      آزار دادن، باعث رنجش شدن، رنج دادن، سوزاندن (عاطفی)

      Zarry stung him with sharp reproach.

      زری با سرزنش شدید او را آزار داد.

      The criticism can sting, but it promotes growth.

      انتقاد می‌تواند باعث رنجش شود، اما رشد را تقویت می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was stung by remorse.

      پشیمانی او را رنج می‌داد.

      criticism with much sting in it

      انتقاد بسیار نیش‌دار

      verb - transitive informal C1

      مبلغ زیادی گرفتن، سر کسی کلاه گذاشتن، گران فروختن، گران‌فروشی کردن، سرکیسه کردن

      He never went to the store that had stung him.

      هرگز به مغازه‌ای که به او گران‌فروشی کرده بود، نرفت.

      Unregulated markets often sting buyers with inflated prices.

      بازارهای بدون قانون اغلب خریداران را با قیمت‌های بالا سرکیسه می‌کنند.

      noun singular countable B1

      نیش، گزیدگی، گاز

      the scorpion's sting is not out of malice ...

      نیش عقرب نه از ره کین است ...

      The snake's sting can be extremely venomous.

      گزیدگی مار می‌تواند به‌شدت سمی باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Wash the sting with alcohol.

      جای نیش را با الکل شست‌وشو بده.

      the sting of a cut

      سوزش بریدگی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sting

      1. verb prick, pain
        Synonyms:
        hurt injure wound bite burn poke prickle tingle smart needle pique electrify inspire
      1. verb to cause to become sore or inflamed
        Synonyms:
        burn inflame stick bite irritate prick
      1. verb to feel or cause to feel a sensation of heat or discomfort
        Synonyms:
        prick burn hurt bite pain smart tingle prickle impale itch nettle pierce poke tang wound twinge
      1. noun pain
        Synonyms:
        pain prick pang ache prickle bite smart stinging soreness stab stitch throe burn twinge misery
      1. noun an injury
        Synonyms:
        bite wound cut edge sore incisiveness bunco stab bunco game bunko keenness bunko game con sharpness confidence-trick confidence game con game gyp hustle flimflam insect bite
      1. verb to get money or something else from by deceitful trickery
        Synonyms:
        bilk cheat cozen defraud gull mulct rook swindle victimize chisel flimflam take trim diddle do gyp stick
      1. noun a stimulating or intoxicating effect
        Synonyms:
        punch wallop kick

      سوال‌های رایج sting

      گذشته‌ی ساده sting چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sting در زبان انگلیسی stung است.

      شکل سوم sting چی میشه؟

      شکل سوم sting در زبان انگلیسی stung است.

      شکل جمع sting چی میشه؟

      شکل جمع sting در زبان انگلیسی stings است.

      وجه وصفی حال sting چی میشه؟

      وجه وصفی حال sting در زبان انگلیسی stinging است.

      سوم‌شخص مفرد sting چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sting در زبان انگلیسی stings است.

      ارجاع به لغت sting

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sting» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sting

      لغات نزدیک sting

      • - stimy
      • - stined glass
      • - sting
      • - stinger
      • - stinging hair
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      diazo sever cyan Franco ter correct sterno supra UX user experience winning gallery music box latency qualification gravitational پرجذبه جوانه‌ی لوبیا جیرجیرکننده غیرقابل حصول خاورنشین گرین‌میل زغال‌دار خودرویی پاداش بازنشستگی دندان‌قروچه تحول عظیم بخور زنده‌زا ساعت‌گرد صلبیه‌ای
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.