آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۵

      Wound

      wuːnd waʊnd wuːnd waʊnd

      گذشته‌ی ساده:

      wound

      شکل سوم:

      wound

      سوم‌شخص مفرد:

      winds

      وجه وصفی حال:

      winding

      شکل جمع:

      wounds

      معنی wound | جمله با wound

      noun countable B2

      زخم، جراحت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The initial assessment of the patient's wound indicated a superficial laceration, requiring immediate antiseptic treatment.

      ارزیابی اولیه‌ی جراحت بیمار، یک بریدگی سطحی را نشان داد که نیاز به درمان ضدعفونی‌کننده‌ی فوری داشت.

      He had a small wound on his arm from where he scraped it against the wall.

      او یک زخم کوچک روی بازویش داشت، جایی که به دیوار کشیده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a deep wound

      زخم عمیق

      a bullet wound

      زخم گلوله

      noun countable B2

      روان‌شناسی سلامت روان زخم، صدمه، آسیب (روحی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Addressing the psychological wound left by historical conflicts is crucial for fostering lasting peace and reconciliation within affected communities.

      رسیدگی به آسیب روانی باقی‌مانده از درگیری‌های تاریخی برای تقویت صلح پایدار و آشتی در جوامع آسیب‌دیده حیاتی است.

      It took a long time for her to heal from the wound of betrayal, but she's finally starting to trust people again.

      زمان زیادی طول کشید تا او از زخم خیانت بهبود یابد؛ اما سرانجام دوباره شروع به اعتماد کردن به مردم کرده است.

      verb - intransitive verb - transitive B2

      زخمی کردن یا شدن، مجروح کردن یا شدن، آسیب رساندن یا دیدن، صدمه خوردن یا زدن

      Despite the advanced safety measures, a small number of factory workers were unfortunately wounded during the industrial accident.

      باوجود اقدامات ایمنی پیشرفته، متأسفانه تعداد کمی از کارگران کارخانه در طول حادثه صنعتی مجروح شدند.

      He was wounded in the war.

      در جنگ زخمی شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a wounded soldier

      سرباز زخمی

      verb - intransitive verb - transitive B2

      روان‌شناسی سلامت روان ناراحت کردن یا شدن، صدمه زدن یا خوردن، آسیب رساندن یا دیدن، آزرده‌خاطر کردن یا شدن، جریحه‌دار کردن یا شدن (احساسات)

      Policy decisions that fail to address the concerns of marginalized communities can deeply wound the social fabric and lead to widespread unrest.

      تصمیمات سیاستی که به نگرانی‌های جوامع حاشیه‌نشین رسیدگی نمی‌کنند، می‌توانند به‌شدت به بافت اجتماعی آسیب رسانده و به ناآرامی گسترده منجر شوند.

      His pride was wounded.

      غرور او جریحه‌دار شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His reputation was badly wounded.

      شهرت او سخت آسیب دید.

      شکل سوم فعل wind

      The intricate mechanism of the antique clock was carefully wound by the conservator to ensure its continued operation and accurate timekeeping.

      مکانیسم پیچیده‌ی ساعت عتیقه توسط مرمت‌گر با دقت کوک شد تا از کارکرد مداوم و زمان‌سنجی دقیق آن اطمینان حاصل شود.

      He always wound his watch before going to bed, a habit he'd kept for decades.

      او همیشه قبل‌از رفتن به رختخواب ساعتش را کوک می‌کرد، عادتی که برای دهه‌ها حفظ کرده بود.

      noun countable

      گیاه‌شناسی بریدگی، خراش، شکاف (‫در یک گیاه که معمولاً به‌دلیل عامل خارجی ایجاد می‌شود)‬

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

      مشاهده

      Botanists frequently observe how a deep wound on a plant stem can disrupt nutrient transportation and lead to wilting.

      گیاه‌شناسان اغلب مشاهده می‌کنند که چگونه یک بریدگی عمیق روی ساقه‌ی گیاه می‌تواند انتقال مواد مغذی را مختل کرده و منجر به پژمردگی شود.

      Be careful not to leave a deep wound on the rose bush when you're pruning it.

      مراقب باش هنگام هرس کردن بوته‌ی گل رز، یک خراش عمیق روی آن ایجاد نکنی، وگرنه ممکن است برای بهبودی مشکل داشته باشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wound

      1. noun injury
        Synonyms:
        harm hurt damage pain cut bruise distress trauma shock gash laceration lesion insult grief anguish heartbreak torment slash pang
      1. verb cause bodily damage
        Synonyms:
        hurt injure harm damage hit cut scratch bruise scrape nick clip slice gash lacerate pierce stick irritate rough up ding contuse carve slash open up ouch total
        Antonyms:
        help heal cure aid
      1. verb cause mental hurt
        Synonyms:
        hurt pain trouble distress upset bother disturb offend grieve get sting mortify traumatize shake up put down hurt one’s feelings outrage do in dump on cut to the quick
        Antonyms:
        help appease

      Idioms

      twist (or turn) the knife in the wound

      نمک روی زخم پاشیدن، بر عذاب کسی افزودن

      سوال‌های رایج wound

      گذشته‌ی ساده wound چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده wound در زبان انگلیسی wound است.

      شکل سوم wound چی میشه؟

      شکل سوم wound در زبان انگلیسی wound است.

      شکل جمع wound چی میشه؟

      شکل جمع wound در زبان انگلیسی wounds است.

      وجه وصفی حال wound چی میشه؟

      وجه وصفی حال wound در زبان انگلیسی winding است.

      سوم‌شخص مفرد wound چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد wound در زبان انگلیسی winds است.

      ارجاع به لغت wound

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wound» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wound

      لغات نزدیک wound

      • - wouldn’t say no to
      • - wouldst
      • - wound
      • - wound less
      • - wounded
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      skimmer burst into tears burst error check out definitely definite integral exchange money hardworking skin anyway engine postpone proprietorship vaunted trinity تزئینی دمدمی دستیار اسقف درون فردی مصمم مرموز جلوگیری صادقانه علاقه‌مند همه‌پرسی هم پیمان کردن نیمسال تحصیلی نیاز نگفتنی مسکن‌سازی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.