زخم، جراحت
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
The initial assessment of the patient's wound indicated a superficial laceration, requiring immediate antiseptic treatment.
ارزیابی اولیهی جراحت بیمار، یک بریدگی سطحی را نشان داد که نیاز به درمان ضدعفونیکنندهی فوری داشت.
He had a small wound on his arm from where he scraped it against the wall.
او یک زخم کوچک روی بازویش داشت، جایی که به دیوار کشیده بود.
a deep wound
زخم عمیق
a bullet wound
زخم گلوله
روانشناسی سلامت روان زخم، صدمه، آسیب (روحی)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Addressing the psychological wound left by historical conflicts is crucial for fostering lasting peace and reconciliation within affected communities.
رسیدگی به آسیب روانی باقیمانده از درگیریهای تاریخی برای تقویت صلح پایدار و آشتی در جوامع آسیبدیده حیاتی است.
It took a long time for her to heal from the wound of betrayal, but she's finally starting to trust people again.
زمان زیادی طول کشید تا او از زخم خیانت بهبود یابد؛ اما سرانجام دوباره شروع به اعتماد کردن به مردم کرده است.
زخمی کردن یا شدن، مجروح کردن یا شدن، آسیب رساندن یا دیدن، صدمه خوردن یا زدن
Despite the advanced safety measures, a small number of factory workers were unfortunately wounded during the industrial accident.
باوجود اقدامات ایمنی پیشرفته، متأسفانه تعداد کمی از کارگران کارخانه در طول حادثه صنعتی مجروح شدند.
He was wounded in the war.
در جنگ زخمی شد.
a wounded soldier
سرباز زخمی
روانشناسی سلامت روان ناراحت کردن یا شدن، صدمه زدن یا خوردن، آسیب رساندن یا دیدن، آزردهخاطر کردن یا شدن، جریحهدار کردن یا شدن (احساسات)
Policy decisions that fail to address the concerns of marginalized communities can deeply wound the social fabric and lead to widespread unrest.
تصمیمات سیاستی که به نگرانیهای جوامع حاشیهنشین رسیدگی نمیکنند، میتوانند بهشدت به بافت اجتماعی آسیب رسانده و به ناآرامی گسترده منجر شوند.
His pride was wounded.
غرور او جریحهدار شد.
His reputation was badly wounded.
شهرت او سخت آسیب دید.
شکل سوم فعل wind
The intricate mechanism of the antique clock was carefully wound by the conservator to ensure its continued operation and accurate timekeeping.
مکانیسم پیچیدهی ساعت عتیقه توسط مرمتگر با دقت کوک شد تا از کارکرد مداوم و زمانسنجی دقیق آن اطمینان حاصل شود.
He always wound his watch before going to bed, a habit he'd kept for decades.
او همیشه قبلاز رفتن به رختخواب ساعتش را کوک میکرد، عادتی که برای دههها حفظ کرده بود.
گیاهشناسی بریدگی، خراش، شکاف (در یک گیاه که معمولاً بهدلیل عامل خارجی ایجاد میشود)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی گیاهشناسی
Botanists frequently observe how a deep wound on a plant stem can disrupt nutrient transportation and lead to wilting.
گیاهشناسان اغلب مشاهده میکنند که چگونه یک بریدگی عمیق روی ساقهی گیاه میتواند انتقال مواد مغذی را مختل کرده و منجر به پژمردگی شود.
Be careful not to leave a deep wound on the rose bush when you're pruning it.
مراقب باش هنگام هرس کردن بوتهی گل رز، یک خراش عمیق روی آن ایجاد نکنی، وگرنه ممکن است برای بهبودی مشکل داشته باشد.
twist (or turn) the knife in the wound
نمک روی زخم پاشیدن، بر عذاب کسی افزودن
گذشتهی ساده wound در زبان انگلیسی wound است.
شکل سوم wound در زبان انگلیسی wound است.
شکل جمع wound در زبان انگلیسی wounds است.
وجه وصفی حال wound در زبان انگلیسی winding است.
سومشخص مفرد wound در زبان انگلیسی winds است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «wound» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wound