آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Clip

      klɪp klɪp

      گذشته‌ی ساده:

      clipped

      شکل سوم:

      clipped

      سوم‌شخص مفرد:

      clips

      وجه وصفی حال:

      clipping

      شکل جمع:

      clips

      معنی clip | جمله با clip

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb B2

      کوتاه کردن، گیره کاغذ

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb

      برش، موزنی، پشم چینی، شانه فشنگ، گیره کاغذ، گیره یا پنس، چیدن، بغل گرفتن، محکم گرفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      He clipped the end of his moustache.

      او سر سبیل خود را چید.

      She had them clip her hair by an inch.

      داد موهایش را یک اینچ کوتاه کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He clipped the pictures out of the magazine.

      او عکس‌ها را از مجله برید.

      Javad came to clip the hedges.

      جواد آمد که چپرها را قیچی کند (بزند).

      They came toward us at an incredible clip.

      آنان با چابکی باورنکردنی به‌سوی ما آمدند.

      They clipped the movie's love scenes.

      صحنه‌های عشقی فیلم را بریدند.

      You'll get a clip on the head if you don't shut up!

      اگر خفه نشی تو سری می‌خوری!

      He clipped the tree with his car bumper.

      با سپر ماشین زد به درخت.

      He clipped a few seconds off the world record.

      او رکورد جهانی را با تفاوت چند ثانیه شکست.

      Clip the printed sheets together!

      ورق‌های چاپ‌شده را به‌هم گیره کن!

      a paper clip

      گیره‌ی کاغذی

      hair clips

      سنجاق مو

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clip

      1. verb cut short
        Synonyms:
        cut reduce shorten trim cut back decrease lower curtail prune slash shear snip crop shave pare bob dock truncate skive
        Antonyms:
        lengthen
      1. verb punch
        Synonyms:
        punch hit knock smack thump blow sock cuff clout whack box

      Idioms

      at a (or one) clip

      (عامیانه) در یک وهله، هر یک بار

      clip a few seconds (or hours etc.) off something

      کاستن از

      clip the wings of

      بال پرنده‌ای را چیدن، (انسان) محدود کردن

      سوال‌های رایج clip

      گذشته‌ی ساده clip چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده clip در زبان انگلیسی clipped است.

      شکل سوم clip چی میشه؟

      شکل سوم clip در زبان انگلیسی clipped است.

      شکل جمع clip چی میشه؟

      شکل جمع clip در زبان انگلیسی clips است.

      وجه وصفی حال clip چی میشه؟

      وجه وصفی حال clip در زبان انگلیسی clipping است.

      سوم‌شخص مفرد clip چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد clip در زبان انگلیسی clips است.

      ارجاع به لغت clip

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clip» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clip

      لغات نزدیک clip

      • - clio
      • - cliometrics
      • - clip
      • - clip a few seconds (or hours etc.) off something
      • - clip art
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.