آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Cuff

      kʌf kʌf

      گذشته‌ی ساده:

      cuffed

      شکل سوم:

      cuffed

      سوم‌شخص مفرد:

      cuffs

      وجه وصفی حال:

      cuffing

      شکل جمع:

      cuffs

      معنی cuff | جمله با cuff

      noun verb - transitive

      سر آستین، سر دست پیراهن مردانه، دستبند، دستبند آهنین زدن به، دکمه سردست

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      His hands were cuffed behind him.

      دستانش را بر پشتش دست‌بند زده بودند.

      I can't answer your questions off the cuff.

      همین‌طوری نمی‌توانم پرسش‌های شما را پاسخ بدهم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He gave the boy a good cuff.

      سیلی محکمی به پسر زد.

      He cuffed me over the ear.

      او زد توی گوشم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cuff

      1. noun beating with hands
        Synonyms:
        hit knock slap smack punch whack thump rap clip sock poke buffet clout box biff chop belt
      1. verb beat with hands
        Synonyms:
        hit smack slap whack knock thump punch bat box clout spank beat buffet pummel belt biff clobber

      Idioms

      off the cuff

      (عامیانه) بدون آمادگی قبلی، بی‌مقدمه، بدون پیش‌اندیشی

      on the cuff

      (امریکا - عامیانه) نسیه، قرضی

      سوال‌های رایج cuff

      گذشته‌ی ساده cuff چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cuff در زبان انگلیسی cuffed است.

      شکل سوم cuff چی میشه؟

      شکل سوم cuff در زبان انگلیسی cuffed است.

      شکل جمع cuff چی میشه؟

      شکل جمع cuff در زبان انگلیسی cuffs است.

      وجه وصفی حال cuff چی میشه؟

      وجه وصفی حال cuff در زبان انگلیسی cuffing است.

      سوم‌شخص مفرد cuff چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cuff در زبان انگلیسی cuffs است.

      ارجاع به لغت cuff

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cuff» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cuff

      لغات نزدیک cuff

      • - cueball
      • - cuesta
      • - cuff
      • - cuff link
      • - cuffin
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.