آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Rap

      ræp ræp

      گذشته‌ی ساده:

      rapped

      شکل سوم:

      rapped

      سوم‌شخص مفرد:

      raps

      وجه وصفی حال:

      rapping

      شکل جمع:

      raps

      معنی rap | جمله با rap

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb A2

      صدای دق‌الباب، سرزنش سخت، زخم‌زبان، ضربت تند و سریع زدن، تقصیر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      She rapped on the door twice.

      دوبار در را زد.

      With his fingers he rapped (a tune) on the table.

      با انگشتانش روی میز ضرب گرفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She kept rapping the government.

      او مرتباً از دولت انتقاد شدید می‌کرد.

      a long rap session

      گردهمایی طولانی برای حرف‌های جدی

      to take (or beat) the rap

      تقصیر را به عهده گرفتن (یا نگرفتن)

      bum rap

      مجازات غیرمنصفانه

      to rap out orders

      با لحن تند و عتاب‌آمیز دستور دادن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rap

      1. noun hit quickly and lightly
        Synonyms:
        hit strike beat tap knock pat blow swat whack crack swipe conk lick
      1. noun conversation
        Synonyms:
        talk chat discussion dialogue discourse conference colloquy chin ventilation deliberation confabulation prose yarn causerie
        Antonyms:
        silence
      1. noun blame; criticism
        Synonyms:
        criticism censure reproach blame rebuke reprimand admonition chiding punishment responsibility knock pan swipe reproof admonishment flak
        Antonyms:
        praise approval flattery
      1. verb talk casually; speak abruptly
        Synonyms:
        talk chat converse chatter babble palaver discourse chitchat jabber confabulate run off at the mouth bark spit
      1. verb criticize
        Synonyms:
        blame reprimand scold knock censure condemn denounce pan castigate reprehend denunciate tick off skin
        Antonyms:
        praise

      Phrasal verbs

      rap out

      (تند و با عتاب) گفتن

      Idioms

      get a rap on (or over) the knuckles

      (عامیانه) مورد نکوهش یا گوشمالی قرار دادن

      give someone a rap on (or over) the knuckle

      (عامیانه) کسی را نکوهش یا مجازات کردن

      not care (or give) a rap

      اصلاً اهمیت ندادن، بی‌تفاوت بودن

      سوال‌های رایج rap

      گذشته‌ی ساده rap چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rap در زبان انگلیسی rapped است.

      شکل سوم rap چی میشه؟

      شکل سوم rap در زبان انگلیسی rapped است.

      شکل جمع rap چی میشه؟

      شکل جمع rap در زبان انگلیسی raps است.

      وجه وصفی حال rap چی میشه؟

      وجه وصفی حال rap در زبان انگلیسی rapping است.

      سوم‌شخص مفرد rap چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rap در زبان انگلیسی raps است.

      ارجاع به لغت rap

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rap» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rap

      لغات نزدیک rap

      • - ranten
      • - ranter
      • - rap
      • - rap artist
      • - rap out
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.