آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Converse

      ˈkɑːnvɜrːs ˈkɑːnvɜrːs kənˈvɜːs kənˈvɜːs

      گذشته‌ی ساده:

      conversed

      شکل سوم:

      conversed

      سوم‌شخص مفرد:

      converses

      وجه وصفی حال:

      conversing

      شکل جمع:

      converses

      معنی converse | جمله با converse

      noun verb - intransitive adjective adverb

      بالعکس، معکوس، واژگون، وارونه، مخالف، گفت‌وگو

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      noun verb - intransitive adjective adverb

      صحبت کردن، مذاکره کردن، محاوره کردن، آمیزش، صحبت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      They conversed for more than two hours.

      آنان بیش از دو ساعت با هم صحبت کردند.

      It was pleasant to converse with her.

      مکالمه کردن با او خوشایند بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They conversed first in English and then in French.

      آنان ابتدا به انگلیسی و سپس به فرانسه با هم حرف زدند.

      Whatever position you assume, she will take the converse position.

      هر موضعی که اتخاذ کنی، او موضع عکس آن را انتخاب می‌کند.

      You can pour this liquid on the sugar or, conversely, you can pour the sugar on this liquid.

      شما می‌توانید این محلول را روی شکر بریزید یا بالعکس شکر را روی این محلول بریزید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد converse

      1. adjective opposite
        Synonyms:
        different contrary opposite reverse reversed contradictory antithetical transposed antipodean counter counterpole antipodal
        Antonyms:
        same similar equal complementary
      1. noun opposite
        Synonyms:
        reverse contrary antithesis inverse antipode contra obverse other side counter counterpole antipole
        Antonyms:
        same equal similarity
      1. verb talk
        Synonyms:
        speak talk chat discourse confer exchange rap gab commune parley yak schmooze chitchat chew the fat
        Antonyms:
        be quiet be silent

      سوال‌های رایج converse

      گذشته‌ی ساده converse چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده converse در زبان انگلیسی conversed است.

      شکل سوم converse چی میشه؟

      شکل سوم converse در زبان انگلیسی conversed است.

      شکل جمع converse چی میشه؟

      شکل جمع converse در زبان انگلیسی converses است.

      وجه وصفی حال converse چی میشه؟

      وجه وصفی حال converse در زبان انگلیسی conversing است.

      سوم‌شخص مفرد converse چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد converse در زبان انگلیسی converses است.

      ارجاع به لغت converse

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «converse» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/converse

      لغات نزدیک converse

      • - conversationalist
      • - conversazione
      • - converse
      • - conversely
      • - conversion
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.