آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ مهر ۱۴۰۴

      Equal

      ˈiːkwəl ˈiːkwəl

      گذشته‌ی ساده:

      equaled

      شکل سوم:

      equaled

      سوم‌شخص مفرد:

      equals

      وجه وصفی حال:

      equaling

      شکل جمع:

      equals

      صفت تفضیلی:

      more equal

      صفت عالی:

      most equal

      معنی equal | جمله با equal

      adjective B1

      هم اندازه، برابر، مساوی، هم پایه، هم رتبه، شبیه، یکسان، همانند، همگن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      equal pay for equal work

      مزد برابر برای کار برابر

      equal opportunities for everyone

      فرصت‌های یکسان برای همه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to divide into equal parts

      به بخش‌های مساوی تقسیم کردن

      we are equal in height.

      ما هم‌قد هستیم.

      authors of the past should be judged with equal eyes.

      درباره‌ی نویسندگان گذشته باید با بی‌طرفی قضاوت کرد.

      the equal plains of Sicily

      دشت‌های مسطح سیسیلی

      there, the water temperature was equal to the freezing point of the sea.

      در آنجا دمای آب به اندازه‌ی نقطه‌ی انجماد دریا بود.

      all humans are equal in the sight of God.

      همه‌ی انسان‌ها در نظر خداوند برابرند.

      noun countable

      هم‌اندازه، برابر، مساوی، هم‌پایه، هم‌رتبه، شبیه، یکسان، همانند، همگن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      work which is not equal to his status

      کاری که در خور شان او نیست

      she is equal to the task.

      او از پس این کار برمی‌آید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      he felt that he was among his own equals.

      او احساس می‌کرد که در میان هم‌شأن‌های خویش است.

      she is the equal of you.

      او همانند توست.

      verb - transitive

      برابر شدن با، مساوی بودن، هم‌تراز کردن

      Two plus two equals four.

      دو به علاوه‌ی دو برابر است با چهار.

      He can equal the best champions.

      او می‌تواند با بهترین قهرمانان برابری کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      No one could equal him in speed.

      از نظر سرعت هیچ‌کس نمی‌توانست با او برابری کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد equal

      1. adjective fair, unbiased
        Synonyms:
        impartial unbiased just objective even-handed nondiscriminatory unprejudiced egalitarian nonpartisan dispassionate without distinction uncolored
        Antonyms:
        unfair unjust biased unequal disproportionate unequitable
      1. noun peer
        Synonyms:
        mate companion rival competitor copy double match duplicate equivalent like counterpart parallel twin alter ego coequal compeer likeness complement
        Antonyms:
        inferior
      1. verb make even, be even with
        Synonyms:
        match reach tally balance compare level meet agree equate rival emulate tie approach correspond parallel amount to comprise consist of coordinate measure up square with break even rise to be identical live up to partake of rank with come up to equalize touch keep pace with be commensurate equiponderate run abreast be tantamount
        Antonyms:
        vary unmatch imbalance disproportion

      لغات هم‌خانواده equal

      noun
      equality, equal, equalizer
      adjective
      equal
      verb - transitive
      equalize, equal
      adverb
      equally

      سوال‌های رایج equal

      گذشته‌ی ساده equal چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده equal در زبان انگلیسی equaled است.

      شکل سوم equal چی میشه؟

      شکل سوم equal در زبان انگلیسی equaled است.

      شکل جمع equal چی میشه؟

      شکل جمع equal در زبان انگلیسی equals است.

      وجه وصفی حال equal چی میشه؟

      وجه وصفی حال equal در زبان انگلیسی equaling است.

      سوم‌شخص مفرد equal چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد equal در زبان انگلیسی equals است.

      صفت تفضیلی equal چی میشه؟

      صفت تفضیلی equal در زبان انگلیسی more equal است.

      صفت عالی equal چی میشه؟

      صفت عالی equal در زبان انگلیسی most equal است.

      معنی equal به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «equal» در زبان فارسی به معنای «برابر»، «مساوی» یا «هم‌ارزش» ترجمه می‌شود.

      این واژه یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در زبان، منطق، ریاضیات و حتی فلسفه و اخلاق است. Equal نشان‌دهنده‌ی حالتی است که در آن دو یا چند چیز از نظر مقدار، اندازه، ارزش، یا اهمیت با یکدیگر تفاوتی ندارند. مفهوم برابری، در عین سادگی ظاهری، در بسیاری از حوزه‌های علمی و انسانی معنا و کاربردی عمیق دارد.

      در ریاضیات، واژه‌ی equal نقش محوری دارد و در بیانیه‌هایی مانند «۲ + ۲ = ۴» دیده می‌شود. در اینجا، علامت مساوی (=) نماد equality یا برابری است و نشان می‌دهد که دو طرف معادله از نظر عددی کاملاً یکسان‌اند. این مفهوم پایه‌ی استدلال منطقی و محاسبات علمی است و بدون آن، هیچ نظام عددی یا ریاضی قابل تصور نیست.

      در زمینه‌ی اجتماعی و انسانی، equal به معنای برابری در حقوق و فرصت‌ها به کار می‌رود. برای مثال، عبارت “equal rights” به معنای «حقوق برابر» است و اشاره به اصولی دارد که در جوامع عادلانه رعایت می‌شود — یعنی همه‌ی انسان‌ها، بدون توجه به جنسیت، نژاد، مذهب یا موقعیت اقتصادی، باید از فرصت‌ها و حقوق یکسان برخوردار باشند. این مفهوم در فلسفه‌ی سیاسی و اخلاقی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و پایه‌ی بسیاری از جنبش‌های عدالت‌خواهانه در تاریخ بوده است.

      در زندگی روزمره نیز، equal می‌تواند توصیف‌کننده‌ی وضعیت‌هایی باشد که در آن‌ها هیچ‌کس بر دیگری برتری ندارد. برای مثال، جمله‌ی “We should treat everyone as equals.” یعنی «باید با همه به‌صورت برابر رفتار کنیم.» این نوع کاربرد بر احترام، انصاف و روح همکاری در روابط انسانی تأکید دارد.

      از نظر فلسفی، equal مفهومی است که میان عدالت، حقیقت و تعادل پیوند برقرار می‌کند. برابری واقعی نه به معنای یکنواختی، بلکه به معنای ارزش برابر برای تفاوت‌ها است. در جهان امروز، حفظ برابری در فرصت‌ها و دسترسی‌ها یکی از چالش‌های اصلی جوامع پیشرفته محسوب می‌شود و نشان می‌دهد که واژه‌ی ساده‌ای مانند equal، حامل یکی از عمیق‌ترین آرمان‌های انسانی است — آرمانی که میان علم، اخلاق و انسانیت پیوندی ناگسستنی برقرار می‌سازد.

      ارجاع به لغت equal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «equal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/equal

      لغات نزدیک equal

      • - eqpt
      • - equable
      • - equal
      • - equal gate
      • - equal rights amendment
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.