«فست‌دیکشنری، حامیِ خيريه‌ی کودکان فرشته‌اند»
فروشگاه نیکوکاری

Comparable معنی

  • American English phonetic: ˈkɑːmpərəbl
  • British English phonetic: ˈkɒmprəbl
  • (Adjective) سنجیدنی، سنجش‌پذیر، ‌قیاس‌پذیر، قابل‌قیاس، مقایسه‌کردنی
    • - These two things are not comparable at all.
    • - این دو چیز اصلاً با هم قابل مقایسه نیست.
    • - This hand-woven carpet is cheaper than comparable machine-made ones.
    • - این قالی دست‌بافت از قالی‌های مشابه ماشینی ارزان‌تر است.

دیکشنری و مترجم متن دو زبانه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی

English to Persian/Farsi and Persian/Farsi to English dictionary and translator