آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Comparative

      kəmˈpærətɪv kəmˈpærətɪv

      شکل جمع:

      comparatives

      صفت تفضیلی:

      more comparative

      صفت عالی:

      most comparative

      معنی comparative | جمله با comparative

      noun countable A2

      دستور زبان وجه تفضیلی، صیغه‌ی تفضیلی (صفت و قید)

      link-banner

      آموزش دستور زبان انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته

      مشاهده

      The comparative of the adjective "big" is "bigger".

      bigger وجه تفضیلی صفت big است.

      The comparative of the adverb "quickly" is "more quickly".

      more quickly صیغه‌ی تفضیلی قید quickly است.

      adjective

      مقایسه‌ای، تطبیقی، سنجشی (مطالعه و روش و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The comparative analysis of the two companies' financial reports revealed significant differences in their profit margins.

      تجزیه‌وتحلیل تطبیقی گزارش‌های مالی این دو شرکت، تفاوت‌های قابل توجهی را در حاشیه‌ی سود آن‌ها نشان داد.

      adjective

      دستور زبان تفضیلی، برتر (صفت و قید)

      The comparative form of the adjective "tall" is "taller."

      taller وجه برتر صفت tall است.

      The comparative form of the adjective "big" is "bigger."

      bigger صیغه‌ی تفضیلی صفت big است.

      adjective

      نسبی

      living in comparative comfort

      زندگی کردن در آسایش نسبی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد comparative

      1. adjective approximate, close to
        Synonyms:
        similar like near related analogous equivalent comparable matching corresponding approaching parallel relative provisional conditional contingent qualified restricted not absolute not positive by comparison with reservation connected rivaling vying contrastive in proportion metaphorical allusive
        Antonyms:
        unlike unequal

      لغات هم‌خانواده comparative

      noun
      comparison, comparability
      adjective
      comparable, comparative
      verb - transitive
      compare
      adverb
      comparatively, comparably

      سوال‌های رایج comparative

      شکل جمع comparative چی میشه؟

      شکل جمع comparative در زبان انگلیسی comparatives است.

      صفت تفضیلی comparative چی میشه؟

      صفت تفضیلی comparative در زبان انگلیسی more comparative است.

      صفت عالی comparative چی میشه؟

      صفت عالی comparative در زبان انگلیسی most comparative است.

      ارجاع به لغت comparative

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «comparative» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/comparative

      لغات نزدیک comparative

      • - comparably
      • - comparand
      • - comparative
      • - comparative literature
      • - comparatively
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      FAQ gatekeeper rush daily late fart lingonberry martyrdom materialistic matinee matrimony mauna loa mayan mechanism medical پیکر پیگیر چادر مسافرتی چای کوهی چرخش چسبناک چشم به راه بودن گاز زدن لجباز لذت بردن لغت‌نامه لوس کردن لیتر لیمو ماست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.