Contrastive

kənˈtræstɪv kənˈtrɑːstɪv
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
مقایسه‌ای، مقابله‌ای، تقابلی، هم‌بری، تباینی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد contrastive

  1. adjective of words so related that one contrasts with the other
    Synonyms:
    incompatible
  1. adjective strikingly different; tending to contrast
    Synonyms:
    contrasting

ارجاع به لغت contrastive

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «contrastive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/contrastive

لغات نزدیک contrastive

پیشنهاد بهبود معانی