امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Continuous

kənˈtɪnjuəs kənˈtɪnjuəs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective B2
پیوسته، مداوم، متوالی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- The brain needs a continuous supply of blood.
- مغز نیازمند خونرسانی مداوم است.
- The world is in continuous evolution.
- جهان درحال تکامل پیوسته است.
- continuous noise
- سر و صدای بدون وقفه
- The water flowed continuously.
- آب مدام جاری بود.
- continuous function
- تابع پیوسته
- continuous tense
- زمان استمراری
نمونه‌جمله‌های بیشتر
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد continuous

  1. adjective constant, unending
    Synonyms:
    steady regular continued stable perpetual unending constant extended prolonged uninterrupted repeated endless everlasting unbroken unceasing interminable connected unfaltering day and night no end of no end to looped timeless on a treadmill undivided
    Antonyms:
    stopping ending ceasing interrupted discontinuous intermittent halting completed finished sporadic

Collocations

لغات هم‌خانواده continuous

ارجاع به لغت continuous

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «continuous» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/continuous

لغات نزدیک continuous

پیشنهاد بهبود معانی