آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ مهر ۱۴۰۴

      Interminable

      ɪnˈtɜrːmɪnəbl ɪnˈtɜːmənəbl

      معنی interminable | جمله با interminable

      پایان‌ناپذیر، تمام‌نشدنی، بسیار دراز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      interminable suffering

      رنج بی‌پایان

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد interminable

      1. adjective infinite
        Synonyms:
        endless eternal unlimited boundless ceaseless constant everlasting incessant perpetual continuous interminate unending immeasurable uninterrupted limitless permanent unbound no end to long protracted spun out strung out dragged out long-drawn-out wearisome boring dull long-winded no end of day-and-night on a treadmill looped timeless
        Antonyms:
        finite bounded ending terminable

      سوال‌های رایج interminable

      معنی interminable به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «interminable» در زبان فارسی به «بی‌پایان»، «تمام‌نشدنی» یا «پایان‌ناپذیر» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای توصیف چیزی به کار می‌رود که طولانی، مداوم و گاهی کسل‌کننده است و به نظر می‌رسد هرگز پایان نمی‌یابد. «interminable» اغلب بار معنایی منفی دارد و بیشتر برای توصیف زمان، سخنرانی، صف‌ها، بحث‌ها یا شرایطی که طولانی و طاقت‌فرسا هستند، استفاده می‌شود.

      در مکالمات روزمره و نوشتار توصیفی، «interminable» برای بیان طولانی بودن چیزی به شکلی اغراق‌آمیز به کار می‌رود. برای مثال، جمله‌ی “We had an interminable wait at the airport” به معنای «ما در فرودگاه منتظر ماندیم و این انتظار بی‌پایان بود» است. این کاربرد نشان می‌دهد که تجربه‌ی انتظار طولانی و خسته‌کننده بوده و فرد احساس می‌کند زمان هرگز به پایان نمی‌رسد.

      از نظر زبان‌شناسی، «interminable» از پیشوند in- به معنای «بی یا بدون» و ریشه‌ی terminable به معنای «قابل پایان» ساخته شده است. این ترکیب معنای «غیرقابل پایان» را ایجاد می‌کند و بار معنایی آن اغلب بر طولانی بودن و خستگی‌آور بودن تأکید دارد. این واژه معمولاً به عنوان صفت قبل از اسم یا پس از فعل به کار می‌رود تا طول یا استمرار یک پدیده یا تجربه را توصیف کند.

      در متون ادبی، «interminable» نقش مهمی در ایجاد تصویر ذهنی و حس تجربه طولانی و طاقت‌فرسا دارد. نویسندگان از آن برای توصیف سفرها، نبردها، گفتگوها یا شرایطی استفاده می‌کنند که طولانی و ملال‌آور هستند و هدف آن‌ها ایجاد حس همدلی یا نمایش سختی شرایط است. جمله‌ای مانند “The meeting felt interminable” تصویری واضح از کسالت و طولانی بودن جلسه منتقل می‌کند.

      «interminable» فراتر از یک صفت ساده است؛ این واژه ابزاری برای بیان طول، استمرار و خستگی‌آور بودن تجربه‌هاست. استفاده درست از آن در گفتار و نوشتار به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا احساسات و وضعیت‌های طولانی و طاقت‌فرسا را به شکلی دقیق و تأثیرگذار بیان کنند و مهارت توصیف شرایط دشوار و ملال‌آور را تقویت نمایند.

      ارجاع به لغت interminable

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «interminable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/interminable

      لغات نزدیک interminable

      • - intermesh
      • - intermezzo
      • - interminable
      • - interminably
      • - intermingle
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.