آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ آبان ۱۴۰۴

      Wearisome

      ˈwɪrism ˈwɪərism

      معنی wearisome

      adjective

      خسته‌کننده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wearisome

      1. adjective burdensome
        Synonyms:
        laborious strenuous toilsome
      1. adjective boring
        Synonyms:
        dull uninteresting tedious tiresome monotonous dry humdrum vapid stuffy weary dreary drear irksome slow deadening ho-hum exhausting laborious weariful toilsome strenuous

      سوال‌های رایج wearisome

      معنی wearisome به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی wearisome در زبان فارسی به «خسته‌کننده»، «فرساینده» یا «ملالت‌آور» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای توصیف هر چیزی به کار می‌رود که باعث احساس خستگی ذهنی یا جسمی شود، به‌ویژه زمانی که تکرار، یکنواختی یا طولانی‌بودن در آن نقش دارد. هنگامی که فعالیتی بیش از حد زمان می‌برد یا فاقد تنوع و انگیزه است، می‌توان آن را wearisome نامید. این واژه معمولاً بار منفی دارد و نوعی دل‌زدگی یا بی‌میلی را در مخاطب القا می‌کند.

      در کاربرد روزمره، مردم از wearisome برای توصیف کارها، گفتگوها یا موقعیت‌هایی استفاده می‌کنند که انرژی روانی‌شان را تحلیل می‌برد. برای مثال، کارمندانی که ساعت‌ها در جلسات طولانی و بی‌ثمر شرکت می‌کنند، ممکن است بگویند: “The meeting was incredibly wearisome.” یعنی «جلسه فوق‌العاده خسته‌کننده بود.» در چنین حالتی، واژه نه‌تنها به خستگی فیزیکی اشاره دارد بلکه خستگی ذهنی و عاطفی را نیز بیان می‌کند.

      از دیدگاه زبان‌شناسی، واژه‌ی wearisome از ریشه‌ی فعل weary (به‌معنای خسته شدن) گرفته شده و پسوند -some به آن افزوده شده است تا صفتی با مفهوم «ایجادکننده‌ی خستگی» بسازد. این ساختار در زبان انگلیسی در واژه‌های مشابهی چون tiresome، troublesome و fearsome نیز دیده می‌شود. به همین دلیل، wearisome نه‌تنها از نظر معنایی بلکه از نظر ساختاری نیز واژه‌ای توصیفی و پرقدرت محسوب می‌شود.

      در ادبیات، نویسندگان از wearisome برای القای فضای سنگین یا احساس فرسودگی شخصیت‌ها استفاده می‌کنند. مثلاً در توصیف روزهای تکراری و بی‌روح زندگی شهری، ممکن است نویسنده بنویسد: “The endless noise of the city grew wearisome.” در این‌جا واژه به شکلی شاعرانه، کسالت و خستگی روانی ناشی از تکرار را منتقل می‌کند. به همین خاطر، این واژه در نوشتارهای احساسی یا توصیفی جایگاه خاصی دارد.

      از نظر روان‌شناختی، تجربه‌ی موقعیت‌های wearisome می‌تواند منجر به کاهش تمرکز و انگیزه شود. محیط‌های کاری یا آموزشی که فاقد تنوع و پویایی‌اند، معمولاً چنین اثری بر افراد دارند. برای مقابله با این احساس، انسان‌ها معمولاً به دنبال تغییر، استراحت یا فعالیت‌های تازه می‌گردند تا ذهن خود را از حالت یکنواختی بیرون بیاورند. wearisome فقط یک واژه‌ی توصیفی نیست، بلکه یادآور نیاز انسان به تازگی، معنا و هیجان در زندگی است.

      ارجاع به لغت wearisome

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wearisome» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wearisome

      لغات نزدیک wearisome

      • - wearing
      • - wearing blinkers
      • - wearisome
      • - wearproof
      • - weary
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.