۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
صفت تفضیلی:
stuffierصفت عالی:
stuffiestخفه، دمکرده، گرفته
I opened a window to air out the stuffy office.
پنجرهای را باز کردم تا هوای دمکردهی اداره را عوض کنم.
Many historic buildings can feel stuffy due to poor ventilation.
بسیاری از ساختمانهای تاریخی بهدلیل تهویهی نامناسب میتوانند خفه باشند.
the stuffy air of that dungeon
هوای خفهی آن دخمه
خشک، رسمی، خستهکننده، کسلکننده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The historical document used rather stuffy and formal language.
سند تاریخی از زبانی نسبتاً خشک و رسمی استفاده میکرد.
The lecture was so stuffy, I almost fell asleep.
سخنرانی آنقدر رسمی بود که تقریباً خوابم برد.
a stuffy newspaper
روزنامهی خشک و کسلکننده
انگلیسی آمریکایی گرفته (بینی)
The child's nose is stuffy and he has a fever.
بینی کودک گرفته است و تب دارد.
Nasal decongestants are commonly used to alleviate a stuffy nose.
ضداحتقانهای بینی معمولاً برای تسکین بینی گرفته استفاده میشوند.
My nose feels stuffy this morning.
امروز صبح بینیام گرفته است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «stuffy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stuffy