آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Stifling

ˈstaɪflɪŋ ˈstaɪflɪŋ

گذشته‌ی ساده:

stifled

شکل سوم:

stifled

سوم‌شخص مفرد:

stifles

معنی stifling | جمله با stifling

adjective

خفه‌کننده، طاقت‌فرسا

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی واژگان کاربردی سطح فوق متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

a stifling political atmosphere

محیط خفقان‌آور سیاسی

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stifling

  1. adjective oppressive due to a lack of fresh air
  1. verb impair the respiration of or obstruct the air passage of
    Synonyms:
    choking suffocating smothering asphyxiating extinguishing
    Antonyms:
    helping encouraging persuading
  1. verb to keep from being published or transmitted
    Synonyms:
    censoring banning suppressing hushing
  1. verb smother or suppress
    Synonyms:
    deadening dampening muffling muting
    Antonyms:
  1. verb conceal or hide
    Synonyms:
    stopping checking restraining suppressing concealing inhibiting interrupting silencing quenching curbing muffling smothering choking gagging suffocating repressing squelching hushing asphyxiating stultifying throttling trammelling
  1. noun forceful prevention; putting down by power or authority
    Synonyms:
    suppression crushing quelling

سوال‌های رایج stifling

گذشته‌ی ساده stifling چی میشه؟

گذشته‌ی ساده stifling در زبان انگلیسی stifled است.

شکل سوم stifling چی میشه؟

شکل سوم stifling در زبان انگلیسی stifled است.

سوم‌شخص مفرد stifling چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد stifling در زبان انگلیسی stifles است.

ارجاع به لغت stifling

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «stifling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/stifling

لغات نزدیک stifling

پیشنهاد بهبود معانی