پزشکی دچار عواقب اعتیاد، تحتتأثیر مواد مخدر
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
He couldn’t hold a job because he was constantly strung out.
او نمیتوانست شغلی را حفظ کند، چون همیشه دچار مصرف مواد مخدر بود.
The movie depicts a character strung out on cocaine.
این فیلم، شخصیتی را نشان میدهد که تحتتأثیر کوکائین است.
خسته، کوفته، تحلیلرفته، نگران، مضطرب
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The long journey left them strung out.
سفر طولانی، آنها را خسته کرد.
He’s been strung out since the company announced layoffs.
از وقتی شرکت اعلام کرد نیروها را کاهش میدهد، او مضطرب است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «strung out» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/strung out