امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Continuation

kənˌtɪnjuˈeɪʃn kənˌtɪnjuˈeɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

ادامه، تمدید

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
noun
ادامه، مداومت، تعقیب، تمدید
- They asked for a continuation of the negotiations.
- آن‌ها درخواست ادامه‌ی مذاکرات کردند.
- the continuation of the boxing match after a short pause
- از سرگیری مشت‌بازی پس از مکث کوتاه
- This new road is a continuation of the old highway.
- این راه جدید دنباله‌ی بزرگراه قدیمی است.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد continuation

  1. noun addition; maintenance
    Synonyms:
    increase addition extension supplement continuance continuity duration endurance succession line production postscript sustaining maintaining perpetuation preservation propagation furtherance augmenting continuing persisting preserving producing prolongation sustaining sustenance tenacity assiduity going on increasing perpetuating prolonging protraction sequel enduring
    Antonyms:
    stop end termination finish halt cessation

لغات هم‌خانواده continuation

ارجاع به لغت continuation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «continuation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/continuation

لغات نزدیک continuation

پیشنهاد بهبود معانی