آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۴

      Sustenance

      ˈsʌstənəns ˈsʌstənəns

      معنی sustenance | جمله با sustenance

      noun uncountable formal

      غذا، خوراک

      Bread and water were their only sustenance for several days.

      نان و آب تنها خوراک آن‌ها برای چند روز بود.

      The hikers depended on the local fruits as sustenance while crossing the forest.

      کوهنوردان هنگام عبور از جنگل، به میوه‌های محلی به‌عنوان غذا تکیه کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      money for the sustenance of the poor

      پول برای نگهداری مسکینان

      noun uncountable formal

      ارزش غذایی، ماده‌ی مغذی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The soldiers needed high-sustenance meals to maintain their energy.

      سربازان به وعده‌های غذایی با ارزش غذایی بالا نیاز داشتند تا انرژی خود را حفظ کنند.

      Fruits and vegetables are important sources of sustenance for a healthy diet.

      میوه‌ها و سبزیجات، منابع مهم تغذیه برای رژیم غذایی سالم هستند.

      noun uncountable formal

      حمایت عاطفی، پشتیبانی روانی، تکیه‌گاه عاطفی، دل‌گرمی

      The letters from her family were a source of sustenance while she studied abroad.

      نامه‌های خانواده‌اش در زمان تحصیل در خارج، دل‌گرمی او بودند.

      Volunteering at the shelter gave him sustenance and a sense of purpose.

      فعالیت داوطلبانه در پناهگاه برای او پشتیبانی روانی و حس هدفمندی به همراه داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sustenance

      1. noun necessities for existence
        Synonyms:
        food support maintenance livelihood provision nourishment subsistence refreshment ration edibles eatables victual aliment bread keep wherewithal daily bread bread and butter necessities aid pap bacon comestible provender salt
        Antonyms:
        extras

      لغات هم‌خانواده sustenance

      noun
      sustenance, sustainability
      adjective
      sustainable
      verb - transitive
      sustain

      ارجاع به لغت sustenance

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sustenance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sustenance

      لغات نزدیک sustenance

      • - sustainer
      • - sustaining program
      • - sustenance
      • - sustentacular
      • - sustentaculum
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.