آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ شهریور ۱۴۰۳

      Aid

      eɪd eɪd

      گذشته‌ی ساده:

      aided

      شکل سوم:

      aided

      سوم‌شخص مفرد:

      aids

      وجه وصفی حال:

      aiding

      شکل جمع:

      aids

      معنی aid | جمله با aid

      noun C1

      کمک، یاری، حمایت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      financial and technical aid to African countries

      کمک‌های مالی و فنی به کشورهای افریقا

      with the aid of friends

      به یاری دوستان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      audiovisual aids

      تسهیلات سمعی ـ بصری

      first aids

      کمک‌های اولیه

      verb - transitive

      کمک کردن، یاری کردن، مساعدت کردن، پشتیبانی کردن،حمایت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      He aided me in my hour of need.

      او به هنگام نیاز مرا یاری کرد.

      noun

      همدست، بردست، یاور، مددکار

      The physician and his aid(e) came.

      پزشک و دستیارش آمدند.

      an engineer's aid

      کمک مهندس

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد aid

      1. noun help, support
        Synonyms:
        help assistance support backing service benefit favor care comfort relief encouragement guidance attention promotion cooperation advancement hand lift ministry charity gift allowance subsidy reward compensation alleviation ministration rescue salvation patronage treatment giving reinforcement advice benevolence deliverance advocacy furtherance endowment backup shot in the arm sustenance handout leg up bounty benefaction
        Antonyms:
        obstruction hindrance impediment blockage injury
      1. verb help, support
        Synonyms:
        help assist support encourage promote relieve alleviate mitigate serve befriend favor sustain lighten abet lend a hand bail out straighten out go to bat for stick up for open doors for go with benefact subsidize
        Antonyms:
        hinder hurt block obstruct impede injure
      1. noun person who helps
        Synonyms:
        helper assistant supporter aide attendant adjutant deputy second crew coadjutor abettor lieutenant aide-de-camp coadjutant

      Collocations

      aid and abet

      مباشرت و مشارکت (در ارتکاب جرم)

      Idioms

      aid and abet

      مباشرت و مشارکت (در ارتکاب جرم)

      سوال‌های رایج aid

      گذشته‌ی ساده aid چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده aid در زبان انگلیسی aided است.

      شکل سوم aid چی میشه؟

      شکل سوم aid در زبان انگلیسی aided است.

      شکل جمع aid چی میشه؟

      شکل جمع aid در زبان انگلیسی AIDS است.

      وجه وصفی حال aid چی میشه؟

      وجه وصفی حال aid در زبان انگلیسی aiding است.

      سوم‌شخص مفرد aid چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد aid در زبان انگلیسی AIDS است.

      ارجاع به لغت aid

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «aid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/aid

      لغات نزدیک aid

      • - aiar
      • - aichmophobia
      • - aid
      • - aid and abet
      • - aid grant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      libero middle blocker offside blocker offspeed spike overhand serve float serve line shot rollshot attack skyball serve soft block transition attack underhand serve wipe-off shot opposite hitter outside hitter از حلق اسب‌دوانی حسابدار استقلال ایالتی اسطوره‌ای اسکامپی اشتقاق یافتن حقوق ثابت کنفوسیوس‌گرایی اظهار ضمنی افد اجر پسندیده تفویض مناسب
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.