Deputy معنی

  • Countable Noun
    نماینده، وکیل، جانشین، نایب، قائم‌مقام
    • - a deputy prime minister
    • - معاون نخست‌وزیر
    • - a deputy director
    • - قائم مقام مدیر
    • - In his absence, his deputy will manage the company.
    • - در غیاب او معاونش شرکت را خواهد چرخاند.
آخرین به‌روزرسانی:
  • فونتیک آمریکایی

    ˈdepjəti
  • فونتیک بریتانیایی

    ˈdepjəti

مترادف و متضاد deputy

لغات نزدیک deputy