آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ بهمن ۱۴۰۴

      Representative

      ˌreprɪˈzentətɪv ˌreprɪˈzentətɪv

      شکل جمع:

      representatives

      توضیحات:

      مخفف این لغت .Rep است.

      معنی representative | جمله با representative

      noun countable B2

      نماینده، جانشین، معاون، وارث

      The Iranian diaspora has clearly shown that they are worthy representatives of the Iranian nation across the world.

      ایرانیان خارج از کشور کاملا نشان دادند که نمایندگان شایسته‌ی ملت ایران در سرتاسر جهان هستند.

      The company's representative will be meeting with us tomorrow.

      معاون این شرکت فردا با ما ملاقات خواهد کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The team captain is the representative of the players on the field.

      کاپیتان تیم نماینده‌ی بازیکنان در زمین است.

      noun countable B2

      سیاست نماینده، عضو مجلس نمایندگان (در آمریکا)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Iran's representatives at the U.N.

      نمایندگان ایران در سازمان ملل متحد

      a representative democracy

      دموکراسی مبتنی‌بر گزینش نماینده

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Yazd's representatives in the National Assembly

      نمایندگان یزد در مجلس شورای ملی

      a representative assembly

      مجلس نمایندگان

      adjective

      نمونه، نمایانگر

      This painting is representative of a battle.

      این نقاشی نمایانگر یک نبرد است.

      The classic car was a representative example of 1960s American automobile design.

      خودروی کلاسیک نمونه‌ای از طراحی خودروهای آمریکایی دهه‌ی 1960 بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The iconic landmarks in the city are representative of its rich cultural heritage.

      بناهای نمادین این شهر نمایانگر میراث فرهنگی غنی آن است.

      adjective

      سیاست مربوط به نمایندگی، انتخابی، پارلمانی

      The selected spokesperson served as a representative voice for the entire organization.

      سخنگوی منتخب به‌عنوان صدای نماینده برای کل سازمان عمل کرد.

      We need to elect a new representative leader.

      ما باید یک رهبر پارلمانی جدید انتخاب کنیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The survey aimed to gather representative opinions from diverse demographics.

      این نظرسنجی با هدف جمع‌آوری نظرات انتخابی از جمعیت‌های مختلف انجام شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد representative

      1. adjective characteristic, typical
        Synonyms:
        typical classic model archetypal exemplary emblematic symbolic symbolical prototypical ideal illustrative evocative delineative depictive presentational prototypal classical rep quintessential adumbrative
        Antonyms:
        atypical uncharacteristic unrepresentative different
      1. noun person who acts in the stead of another
        Synonyms:
        agent deputy delegate proxy rep attorney lawyer messenger spokesperson member legislator senator congressperson assemblyperson councilor councilperson counselor commissioner salesperson
      1. noun typical example
        Synonyms:
        example type sample case instance illustration epitome embodiment specimen personification exemplar archetype case history
        Antonyms:
        atypical

      لغات هم‌خانواده representative

      noun
      representation, representative
      adjective
      representative, representational
      verb - transitive
      represent

      سوال‌های رایج representative

      شکل جمع representative چی میشه؟

      شکل جمع representative در زبان انگلیسی representatives است.

      ارجاع به لغت representative

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «representative» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/representative

      لغات نزدیک representative

      • - representationalism
      • - representationalist
      • - representative
      • - representer
      • - repress
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.